mortgaged

[ایالات متحده]/ˈmɔːɡɪdʒd/
[بریتانیا]/ˈmɔrɡɪdʒd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. وام گرفته شده که با املاک تضمین شده است

عبارات و ترکیب‌ها

mortgaged property

ملک رهن

mortgaged home

خانه رهن

mortgaged assets

دارایی‌های رهن

mortgaged loan

وام رهن

mortgaged land

زمین رهن

mortgaged equity

سهام رهن

mortgaged house

خانه رهن

mortgaged business

کسب و کار رهن

mortgaged investment

سرمایه‌گذاری رهن

mortgaged estate

املاک رهن

جملات نمونه

the house was mortgaged to secure the loan.

خانه برای تضمین وام وثیقه گذاری شد.

they mortgaged their property to finance the business.

آنها برای تأمین مالی کسب و کار، ملک خود را وثیقه گذاری کردند.

we had to mortgage our home to pay for medical bills.

ما مجبور شدیم خانه خود را برای پرداخت هزینه های پزشکی وثیقه گذاری کنیم.

her parents mortgaged their savings to help her education.

والدینش پس انداز خود را برای کمک به تحصیل او وثیقه گذاری کردند.

he regretted having mortgaged his future for a quick profit.

او پشیمان بود که آینده خود را برای سود سریع وثیقه گذاری کرده بود.

the bank offered a low interest rate for mortgaged properties.

بانک برای املاکی که وثیقه گذاری شده اند نرخ بهره کم ارائه داد.

after they mortgaged their assets, they felt financially secure.

پس از وثیقه گذاری دارایی های خود، آنها احساس امنیت مالی کردند.

many families are mortgaged to the hilt in today's economy.

بسیاری از خانواده ها در اقتصاد امروز تا حد زیادی وثیقه گذاری شده اند.

she decided to mortgage her car to cover unexpected expenses.

او تصمیم گرفت ماشین خود را برای پوشش هزینه های غیرمنتظره وثیقه گذاری کند.

he was relieved when he finally paid off the mortgaged amount.

او از اینکه بالاخره مبلغ وثیقه گذاری شده را پرداخت کرد، احساس راحتی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید