mortice

[ایالات متحده]/'mɔːtɪs/
[بریتانیا]/ˈmɔrtɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شکاف یا فرورفتگی، معمولاً مستطیلی، که در یک تکه چوب یا سنگ برش داده شده است تا یک زائده از تکه دیگری را دریافت کند
vt. برای پیوستن یا محکم کردن با استفاده از یک زبانه و شیار
Word Forms
زمان گذشتهmorticed
قسمت سوم فعلmorticed
جمعmortices
شکل سوم شخص مفردmortices

عبارات و ترکیب‌ها

mortice joint

پیوند کشویی

جملات نمونه

a mortice and tenon joint

اتصال زبانه و شیب

Each frame to doors fitted with a mortice lock is to be slotted for bolt, correctly positioned and to have a mortice cap welded on at back of perforation.

هر قاب به درب های مجهز به قفل زبانه ای باید برای پین، به درستی قرار گرفته و دارای یک سرپوش زبانه ای باشد که در پشت سوراخ جوش داده شده باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید