mortiferous

[ایالات متحده]/mɔːˈtɪf.ər.əs/
[بریتانیا]/mɔːrˈtɪf.ɚ.əs/

ترجمه

adj. مرگ‌آور

عبارات و ترکیب‌ها

mortiferous gas

گاز کشنده

mortiferous disease

بیماری کشنده

mortiferous plague

طاعون کشنده

mortiferous toxins

سموم کشنده

mortiferous environment

محیط کشنده

mortiferous effects

اثرات کشنده

mortiferous substances

مواد کشنده

mortiferous conditions

شرایط کشنده

mortiferous agents

عوامل کشنده

mortiferous outcome

نتیجه کشنده

جملات نمونه

the mortiferous gas leaked into the building.

گاز کشنده به ساختمان نشت کرد.

some plants are known to be mortiferous if ingested.

برخی گیاهان در صورت مصرف خوراکی به عنوان کشنده شناخته می شوند.

the mortiferous effects of the disease were well documented.

اثرات کشنده بیماری به خوبی مستند شده بود.

he was warned about the mortiferous nature of the substance.

در مورد ماهیت کشنده ماده به او هشدار داده شد.

they discovered a mortiferous bacteria in the water supply.

آنها باکتری کشنده ای را در شبکه آب آشامیدنی کشف کردند.

the mortiferous consequences of neglecting safety protocols were clear.

عواقب کشنده نادیده گرفتن پروتکل های ایمنی آشکار بود.

his mortiferous reputation preceded him wherever he went.

شهرت کشنده او پیش از او به هر کجا که می رفت، وجود داشت.

many feared the mortiferous storms that could devastate the area.

بسیاری از طوفان های کشنده که می توانستند منطقه را ویران کنند، می ترسیدند.

the mortiferous outcome of the battle shocked the entire nation.

نتیجه کشنده نبرد کل کشور را شوکه کرد.

scientists study the mortiferous impact of pollution on wildlife.

دانشمندان اثرات کشنده آلودگی بر حیات وحش را مطالعه می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید