mosslike texture
بافتمانند خزهها
mosslike growth
رشدِ شبیه خزهها
mosslike appearance
ظاهری شبیه خزهها
mosslike organism
ارگانیسم شبیه خزهها
mosslike layer
لایهای شبیه خزهها
mosslike surface
سطحی شبیه خزهها
mosslike plant
گیاه شبیه خزهها
mosslike color
رنگی شبیه خزهها
mosslike habitat
زیستگاه شبیه خزهها
mosslike feature
ویژگی شبیه خزهها
the forest floor was covered in a mosslike carpet.
کف جنگل با فرشمانند خزه پوشیده شده بود.
her hair had a mosslike texture that was soft and inviting.
موهای او بافت خزه مانند نرم و دعوت کننده ای داشتند.
they found a mosslike plant growing near the stream.
آنها یک گیاه خزه مانند را در نزدیکی جریان آب پیدا کردند.
the artist used a mosslike pattern in her painting.
هنرمند از یک الگوی خزه مانند در نقاشی خود استفاده کرد.
the old stone wall was adorned with mosslike growths.
دیوار سنگی قدیمی با پوشش های خزه مانند تزئین شده بود.
the texture of the fabric was surprisingly mosslike.
بافت پارچه به طرز شگفت انگیزی خزه مانند بود.
he described the feeling of the mosslike surface underfoot.
او احساس سطح خزه مانند زیر پا را توصیف کرد.
the garden had a mosslike ambiance that was peaceful.
باغ دارای فضایی خزه مانند بود که آرامش بخش بود.
she loved the mosslike green of the lush vegetation.
او رنگ سبز خزه مانند پوشش گیاهان انبوه را دوست داشت.
the sculpture had a mosslike finish that blended with nature.
مجسمه دارای روکش خزه مانند بود که با طبیعت ترکیب می شد.
mosslike texture
بافتمانند خزهها
mosslike growth
رشدِ شبیه خزهها
mosslike appearance
ظاهری شبیه خزهها
mosslike organism
ارگانیسم شبیه خزهها
mosslike layer
لایهای شبیه خزهها
mosslike surface
سطحی شبیه خزهها
mosslike plant
گیاه شبیه خزهها
mosslike color
رنگی شبیه خزهها
mosslike habitat
زیستگاه شبیه خزهها
mosslike feature
ویژگی شبیه خزهها
the forest floor was covered in a mosslike carpet.
کف جنگل با فرشمانند خزه پوشیده شده بود.
her hair had a mosslike texture that was soft and inviting.
موهای او بافت خزه مانند نرم و دعوت کننده ای داشتند.
they found a mosslike plant growing near the stream.
آنها یک گیاه خزه مانند را در نزدیکی جریان آب پیدا کردند.
the artist used a mosslike pattern in her painting.
هنرمند از یک الگوی خزه مانند در نقاشی خود استفاده کرد.
the old stone wall was adorned with mosslike growths.
دیوار سنگی قدیمی با پوشش های خزه مانند تزئین شده بود.
the texture of the fabric was surprisingly mosslike.
بافت پارچه به طرز شگفت انگیزی خزه مانند بود.
he described the feeling of the mosslike surface underfoot.
او احساس سطح خزه مانند زیر پا را توصیف کرد.
the garden had a mosslike ambiance that was peaceful.
باغ دارای فضایی خزه مانند بود که آرامش بخش بود.
she loved the mosslike green of the lush vegetation.
او رنگ سبز خزه مانند پوشش گیاهان انبوه را دوست داشت.
the sculpture had a mosslike finish that blended with nature.
مجسمه دارای روکش خزه مانند بود که با طبیعت ترکیب می شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید