mosslike

[ایالات متحده]/ˈmɒslaɪk/
[بریتانیا]/ˈmɔːslaɪk/

ترجمه

adj. شبیه خزه

عبارات و ترکیب‌ها

mosslike texture

بافت‌مانند خزه‌ها

mosslike growth

رشدِ شبیه خزه‌ها

mosslike appearance

ظاهری شبیه خزه‌ها

mosslike organism

ارگانیسم شبیه خزه‌ها

mosslike layer

لایه‌ای شبیه خزه‌ها

mosslike surface

سطحی شبیه خزه‌ها

mosslike plant

گیاه شبیه خزه‌ها

mosslike color

رنگی شبیه خزه‌ها

mosslike habitat

زیستگاه شبیه خزه‌ها

mosslike feature

ویژگی شبیه خزه‌ها

جملات نمونه

the forest floor was covered in a mosslike carpet.

کف جنگل با فرش‌مانند خزه پوشیده شده بود.

her hair had a mosslike texture that was soft and inviting.

موهای او بافت خزه مانند نرم و دعوت کننده ای داشتند.

they found a mosslike plant growing near the stream.

آنها یک گیاه خزه مانند را در نزدیکی جریان آب پیدا کردند.

the artist used a mosslike pattern in her painting.

هنرمند از یک الگوی خزه مانند در نقاشی خود استفاده کرد.

the old stone wall was adorned with mosslike growths.

دیوار سنگی قدیمی با پوشش های خزه مانند تزئین شده بود.

the texture of the fabric was surprisingly mosslike.

بافت پارچه به طرز شگفت انگیزی خزه مانند بود.

he described the feeling of the mosslike surface underfoot.

او احساس سطح خزه مانند زیر پا را توصیف کرد.

the garden had a mosslike ambiance that was peaceful.

باغ دارای فضایی خزه مانند بود که آرامش بخش بود.

she loved the mosslike green of the lush vegetation.

او رنگ سبز خزه مانند پوشش گیاهان انبوه را دوست داشت.

the sculpture had a mosslike finish that blended with nature.

مجسمه دارای روکش خزه مانند بود که با طبیعت ترکیب می شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید