mothballed project
پروژه کنار گذاشته شده
mothballed plans
برنامههای کنار گذاشته شده
mothballed fleet
ناوگان کنار گذاشته شده
mothballed facility
امکانات کنار گذاشته شده
mothballed equipment
تجهیزات کنار گذاشته شده
mothballed strategy
استراتژی کنار گذاشته شده
mothballed program
برنامه کنار گذاشته شده
mothballed initiative
ابتکار عمل کنار گذاشته شده
mothballed operation
عملیات کنار گذاشته شده
mothballed assets
داراییهای کنار گذاشته شده
the company has mothballed several projects due to budget cuts.
شرکت به دلیل کاهش بودجه چندین پروژه را به حالت تعلیق درآورده است.
many old ships are mothballed in the harbor.
بسیاری از کشتیهای قدیمی در بندر به حالت تعلیق درآمدهاند.
after the merger, the plans for expansion were mothballed.
پس از ادغام، برنامههای توسعه به حالت تعلیق درآمدند.
the government mothballed the infrastructure project indefinitely.
دولت پروژه زیرساختی را به طور نامحدود به حالت تعلیق درآورد.
due to the pandemic, many events were mothballed for the year.
به دلیل همهگیری، بسیاری از رویدادها برای سال به حالت تعلیق درآمدند.
the research facility was mothballed after funding was cut.
پس از کاهش بودجه، مرکز تحقیقاتی به حالت تعلیق درآمد.
his plans to travel were mothballed until further notice.
برنامههای سفر او تا اطلاع ثانوی به حالت تعلیق درآمد.
the old factory has been mothballed for years.
کارخانه قدیمی سالهاست که به حالت تعلیق درآمده است.
they mothballed the idea of launching a new product this year.
آنها ایده راه اندازی محصول جدید را امسال به حالت تعلیق درآوردند.
after the crisis, many businesses mothballed their expansion plans.
پس از بحران، بسیاری از مشاغل برنامههای توسعه خود را به حالت تعلیق درآوردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید