mothering

[ایالات متحده]/'mʌðərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmʌðərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مراقبت و نگهداری از کسی به طرز مادری، بازگشت به خانه مادر

v. رفتار کردن به طرز مادری

عبارات و ترکیب‌ها

motherly care

مراقبت مادرانه

mothering sunday

یکشنبه مادرانه

جملات نمونه

mothering's for the birds.

مراقبت از مادران برای پرندگان است.

Another kind of mothering cake was the simnel cake, a very rich fruitcake.

یک نوع دیگر از کیک مادرانه، کیک سیمنل بود، یک کیک میوه بسیار غنی.

False pregnancy, or pseudocyesis, is a common condition in female intact dogs. Signs include swelling of the mammary glands, lactation, not eating, and "mothering" small objects.

بارداری کاذب، یا شبه بارداری، یک وضعیت شایع در سگ های ماده سالم است. علائم شامل تورم غدد پستان، شیردهی، نخوردن و "مادری" اشیاء کوچک است.

She excels at mothering her three children.

او در بزرگ کردن سه فرزندش بسیار موفق است.

Mothering comes naturally to her, as she has always been nurturing.

مادر بودن برای او طبیعی است، زیرا همیشه دلسوز بوده است.

She is known for her gentle and loving mothering style.

او به خاطر سبک مادرانه ملایم و مهربانش شناخته می شود.

Mothering involves a lot of patience and understanding.

مادر بودن شامل صبر و درک زیادی است.

She finds joy in mothering her newborn baby.

او از بزرگ کردن نوزادش لذت می برد.

Mothering can be challenging, but also rewarding.

مادر بودن می تواند چالش برانگیز باشد، اما همچنین پاداش دهنده است.

She takes pride in her mothering skills.

او به مهارت های مادرانه‌اش افتخار می کند.

Mothering requires a lot of sacrifice and dedication.

مادر بودن نیاز به فداکاری و تعهد زیادی دارد.

She is always there, mothering and supporting her family.

او همیشه آنجا حضور دارد، مادرانه و از خانواده اش حمایت می کند.

Mothering is an important role that should be valued and respected.

مادر بودن یک نقش مهم است که باید مورد احترام و ارزش قرار گیرد.

نمونه‌های واقعی

Some orphans receive too much mothering from penguins whose own chicks have not survived.

برخی از یتیمان بیش از حد مراقبت از سوی پنگوئن‌هایی دریافت می‌کنند که خودشان جوجه‌هایی از دست داده‌اند.

منبع: BBC documentary "Our Planet"

All the way down if you can see this, mother of pearl, she's mothering.

اگر بتوانید این را ببینید، مروارید مادر، او در حال مراقبت است.

منبع: Learn to dress like a celebrity.

This, I've realized, is my favorite part of mothering. My looking away and then observing.

من متوجه شدم، این مورد علاقه من از مراقبت است. نگاه کردن من و سپس مشاهده.

منبع: New York Times

I never could get over my mothering instincts, did Edward tell you I had lost a child?

من هرگز نتوانستم بر غرایز مراقبت خود غلبه کنم، آیا ادوارد به شما گفت که من کودکی را از دست داده ام؟

منبع: Twilight: Eclipse

I told you, it was too much mothering.

به شما گفتم، این بیش از حد مراقبت بود.

منبع: Everybody Loves Raymond Season 4

In other words, they got all the nutrition they needed but they got no mothering.

به عبارت دیگر، آنها تمام مواد مغذی مورد نیاز خود را به دست آوردند اما هیچ مراقبت نداشتند.

منبع: Yale University Open Course: Introduction to Psychology

Well, I have to go and do some good mothering now.

خب، من باید بروم و کمی مراقبت خوب انجام دهم.

منبع: The Good Wife Season 2

What Katie is doing is mothering herself.

آنچه کتی انجام می دهد، مراقبت از خود اوست.

منبع: That's bad, thank you for your concern.

Every mother I know is still in need of mothering.

هر مادری که می شناسم هنوز هم به مراقبت نیاز دارد.

منبع: That's bad, thank you for your concern.

But mothering has taught me that all of our emotions are necessary.

اما مراقبت به من نشان داده است که همه احساسات ما ضروری هستند.

منبع: TED Talks (Video Edition) February 2018 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید