mottles

[ایالات متحده]/ˈmɒt.əlz/
[بریتانیا]/ˈmɑː.təlz/

ترجمه

v. رنگین کردن با لکه ها یا آثار رنگ

عبارات و ترکیب‌ها

color mottles

رنگدانه های نامنظم

mottles pattern

الگوی لکه دار

dark mottles

لکه های تیره

light mottles

لکه های روشن

mottles effect

اثر لکه دار

mottles design

طراحی لکه دار

mottles texture

بافت لکه دار

mottles color

رنگ لکه دار

mottles finish

پوشش لکه دار

mottles style

سبک لکه دار

جملات نمونه

the artist used mottles of color to create depth in the painting.

هنرمند از لکه‌های رنگی برای ایجاد عمق در نقاشی استفاده کرد.

the mottles on the butterfly's wings were stunningly beautiful.

لکه‌های روی بال‌های پروانه فوق‌العاده زیبا بودند.

he admired the mottles of light filtering through the leaves.

او به تحسین لکه‌های نور خورشید که از میان برگ‌ها عبور می‌کردند، نگاه کرد.

the mottles on the wall indicated years of neglect.

لکه‌های روی دیوار نشان‌دهنده سال‌ها بی‌توجهی بود.

her dress had beautiful mottles that caught everyone's attention.

لباس او دارای لکه‌های زیبا بود که توجه همه را جلب کرد.

the mottles of the stone made it unique and interesting.

لکه‌های روی سنگ آن را منحصر به فرد و جالب کرد.

he noticed the mottles on the surface of the water.

او به لکه‌های روی سطح آب توجه کرد.

the mottles in the fabric added a touch of elegance.

لکه‌های روی پارچه ظاهری از ظرافت به آن بخشید.

the mottles of the old painting told a story of its past.

لکه‌های روی نقاشی قدیمی داستانی از گذشته آن را بیان می‌کرد.

she painted the sky with mottles of pink and orange.

او آسمان را با لکه‌های صورتی و نارنجی نقاشی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید