mouldier

[ایالات متحده]/ˈməʊldɪə/
[بریتانیا]/ˈmoʊldɪr/

ترجمه

adj. دارای ویژگی‌های کپک؛ نمناک

عبارات و ترکیب‌ها

mouldier bread

نان کپک‌دار

mouldier cheese

پنیر کپک‌دار

mouldier walls

دیوارهای کپک‌دار

mouldier air

هوای کپک‌دار

mouldier fruit

میوه کپک‌دار

mouldier environment

محیط کپک‌دار

mouldier soil

خاک کپک‌دار

mouldier fabric

پارچه کپک‌دار

mouldier conditions

شرایط کپک‌دار

mouldier smell

بوی کپک‌دار

جملات نمونه

the bread has gone mouldier in the humid weather.

نان در هوای مرطوم کپک‌زده‌تر شده است.

we should throw away the mouldier cheese.

ما باید پنیر کپک‌زده را دور بیندازیم.

his old shoes are getting mouldier by the day.

کفش‌های قدیمی‌اش روز به روز کپک‌زده‌تر می‌شوند.

she prefers the mouldier fruits for their flavor.

او میوه‌های کپک‌زده را به دلیل طعمشان ترجیح می‌دهد.

the mouldier parts of the garden need to be cleaned.

بخش‌های کپک‌زده‌ی باغ نیاز به تمیز کردن دارند.

his attitude seems to be getting mouldier over time.

به نظر می‌رسد نگرشش با گذشت زمان کپک‌زده‌تر می‌شود.

we found the mouldier books in the attic.

ما کتاب‌های کپک‌زده را در زیرزمین پیدا کردیم.

the mouldier areas of the wall need repainting.

مناطق کپک‌زده‌ی دیوار نیاز به رنگ‌آمیزی مجدد دارند.

he avoided the mouldier sections of the garden.

او از بخش‌های کپک‌زده‌ی باغ اجتناب می‌کرد.

the mouldier leftovers were thrown in the trash.

غذاهای کپک‌زده‌ی باقی‌مانده را در سطل زباله انداختیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید