mountaintops

[ایالات متحده]/ˈmaʊntɪntɒp/
[بریتانیا]/ˈmaʊntɪnˌtɑp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بالاترین نقطه کوه

عبارات و ترکیب‌ها

reach mountaintop

رسیدن به قله

view from mountaintop

منظره از قله

climb mountaintop

صعود به قله

stand on mountaintop

ایستادن روی قله

mountaintop experience

تجربه قله

life at mountaintop

زندگی در قله

mountaintop view

منظره قله

mountaintop retreat

بازنشستگی در قله

mountaintop adventure

ماجراجویی در قله

mountaintop journey

سفر به قله

جملات نمونه

we reached the mountaintop just before sunset.

ما درست قبل از غروب خورشید به قله رسیدیم.

the view from the mountaintop was breathtaking.

منظره از قله نفس‌گیر بود.

she felt a sense of accomplishment at the mountaintop.

او در قله احساس موفقیت کرد.

they celebrated their victory at the mountaintop.

آنها پیروزی خود را در قله جشن گرفتند.

the mountaintop was covered in snow during winter.

در طول زمستان قله پوشیده از برف بود.

he proposed to her on the mountaintop.

او به او در قله پیشنهاد ازدواج داد.

the mountaintop is a popular hiking destination.

قله یک مقصد محبوب برای پیاده‌روی است.

we took a group photo at the mountaintop.

ما یک عکس گروهی در قله گرفتیم.

the air is thinner at the mountaintop.

هوا در قله رقیق‌تر است.

clouds often surround the mountaintop.

ابرها اغلب قله را احاطه می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید