moutons in fields
گوسفندان در دشت
counting moutons
شمارش گوسفندان
moutons grazing freely
گوسفندان آزادانه در حال چرا
moutons and shepherds
گوسفندان و چوپانان
moutons in flocks
گوسفندان در گله
moutons on hills
گوسفندان در تپهها
moutons near rivers
گوسفندان نزدیک رودخانه
moutons at dusk
گوسفندان در هنگام غروب
moutons in winter
گوسفندان در زمستان
moutons for wool
گوسفندان برای پشم
there are many moutons grazing in the field.
بزهای زیادی در حال چرا در مزرعه هستند.
the farmer raises moutons for their wool.
کشاورز برای پشم خود گوسفندان را پرورش میدهد.
moutons are known for their gentle nature.
گوسفندان به خاطر طبیعت ملایم خود شناخته میشوند.
she loves to watch the moutons play in the pasture.
او عاشق تماشای بازی گوسفندان در مراتع است.
in spring, the moutons give birth to lambs.
در بهار، گوسفندان بچهنازک میزایند.
moutons require a lot of care and attention.
گوسفندان به مراقبت و توجه زیادی نیاز دارند.
the shepherd guided the moutons back to the barn.
چوپان گوسفندان را به سمت انبار هدایت کرد.
we saw a flock of moutons on our hike.
ما یک گله گوسفند را در پیادهروی خود دیدیم.
moutons are often used in traditional dishes.
گوسفندان اغلب در غذاهای سنتی استفاده میشوند.
she wore a beautiful coat made from mouton fur.
او یک کت زیبا از پوست گوسفند پوشیده بود.
moutons in fields
گوسفندان در دشت
counting moutons
شمارش گوسفندان
moutons grazing freely
گوسفندان آزادانه در حال چرا
moutons and shepherds
گوسفندان و چوپانان
moutons in flocks
گوسفندان در گله
moutons on hills
گوسفندان در تپهها
moutons near rivers
گوسفندان نزدیک رودخانه
moutons at dusk
گوسفندان در هنگام غروب
moutons in winter
گوسفندان در زمستان
moutons for wool
گوسفندان برای پشم
there are many moutons grazing in the field.
بزهای زیادی در حال چرا در مزرعه هستند.
the farmer raises moutons for their wool.
کشاورز برای پشم خود گوسفندان را پرورش میدهد.
moutons are known for their gentle nature.
گوسفندان به خاطر طبیعت ملایم خود شناخته میشوند.
she loves to watch the moutons play in the pasture.
او عاشق تماشای بازی گوسفندان در مراتع است.
in spring, the moutons give birth to lambs.
در بهار، گوسفندان بچهنازک میزایند.
moutons require a lot of care and attention.
گوسفندان به مراقبت و توجه زیادی نیاز دارند.
the shepherd guided the moutons back to the barn.
چوپان گوسفندان را به سمت انبار هدایت کرد.
we saw a flock of moutons on our hike.
ما یک گله گوسفند را در پیادهروی خود دیدیم.
moutons are often used in traditional dishes.
گوسفندان اغلب در غذاهای سنتی استفاده میشوند.
she wore a beautiful coat made from mouton fur.
او یک کت زیبا از پوست گوسفند پوشیده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید