moutons

[ایالات متحده]/ˈmuːtɒn/
[بریتانیا]/ˈmuːtɑːn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پوست گوسفند رنگ شده؛ (Mouton) نام خانوادگی؛ (انگلیسی، فرانسوی) Mouton

عبارات و ترکیب‌ها

moutons in fields

گوسفندان در دشت

counting moutons

شمارش گوسفندان

moutons grazing freely

گوسفندان آزادانه در حال چرا

moutons and shepherds

گوسفندان و چوپانان

moutons in flocks

گوسفندان در گله

moutons on hills

گوسفندان در تپه‌ها

moutons near rivers

گوسفندان نزدیک رودخانه

moutons at dusk

گوسفندان در هنگام غروب

moutons in winter

گوسفندان در زمستان

moutons for wool

گوسفندان برای پشم

جملات نمونه

there are many moutons grazing in the field.

بزهای زیادی در حال چرا در مزرعه هستند.

the farmer raises moutons for their wool.

کشاورز برای پشم خود گوسفندان را پرورش می‌دهد.

moutons are known for their gentle nature.

گوسفندان به خاطر طبیعت ملایم خود شناخته می‌شوند.

she loves to watch the moutons play in the pasture.

او عاشق تماشای بازی گوسفندان در مراتع است.

in spring, the moutons give birth to lambs.

در بهار، گوسفندان بچه‌نازک می‌زایند.

moutons require a lot of care and attention.

گوسفندان به مراقبت و توجه زیادی نیاز دارند.

the shepherd guided the moutons back to the barn.

چوپان گوسفندان را به سمت انبار هدایت کرد.

we saw a flock of moutons on our hike.

ما یک گله گوسفند را در پیاده‌روی خود دیدیم.

moutons are often used in traditional dishes.

گوسفندان اغلب در غذاهای سنتی استفاده می‌شوند.

she wore a beautiful coat made from mouton fur.

او یک کت زیبا از پوست گوسفند پوشیده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید