movably attached
متصل با قابلیت حرکت
movably mounted
نصب شده با قابلیت حرکت
movably positioned
موقعیتیافته با قابلیت حرکت
movably connected
متصل با قابلیت حرکت
movably supported
پشتیبانی شده با قابلیت حرکت
movably fixed
ثابت با قابلیت حرکت
movably arranged
چیدمان شده با قابلیت حرکت
movably adjustable
قابل تنظیم با قابلیت حرکت
movably linked
به هم پیوسته با قابلیت حرکت
movably secured
ایمن شده با قابلیت حرکت
the shelves are designed to be movably adjusted.
قفسهها به گونهای طراحی شدهاند که به راحتی قابل تنظیم باشند.
the table can be movably positioned to save space.
میز را میتوان به گونهای جابجا کرد تا فضا صرفهجویی شود.
the doors are movably attached for easy access.
درها به گونهای متصل شدهاند که دسترسی به آنها آسان باشد.
we need a movably mounted projector for the presentation.
ما به یک پروژکتور با قابلیت نصب متحرک برای ارائه نیاز داریم.
the furniture is designed to be movably rearranged.
مبلمان به گونهای طراحی شده است که به راحتی قابل جابجایی باشد.
the panels are movably connected to allow for flexibility.
صفحهها به گونهای متصل شدهاند که امکان انعطافپذیری وجود داشته باشد.
the display can be movably adjusted to different heights.
صفحه نمایش را میتوان با ارتفاعات مختلف تنظیم کرد.
the seats in the theater are movably arranged for comfort.
صندلیهای تئاتر به گونهای چیده شدهاند که راحت باشند.
the curtain is movably hung for easy opening and closing.
پرده به گونهای آویخته شده است که به راحتی باز و بسته شود.
the equipment is movably positioned for optimal use.
تجهیزات به گونهای قرار گرفتهاند که استفاده بهینه از آنها امکان پذیر باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید