muckheaps

[ایالات متحده]/ˈmʌkhiːp/
[بریتانیا]/ˈmʌkˌhip/

ترجمه

n. توده‌ای از کود یا زباله؛ انباشت زباله یا خرده‌ریز

عبارات و ترکیب‌ها

muckheap of waste

توده زباله

digging in muckheap

حفر در توده زباله

muckheap of garbage

توده زباله

muckheap of filth

توده كثافت

muckheap of debris

توده آوار

muckheap of junk

توده اشیاء بی‌ارزش

muckheap of rubbish

توده زباله

muckheap of clutter

توده شلوغی

muckheap of refuse

توده زباله

muckheap of sludge

توده لجن

جملات نمونه

he found a diamond in the muckheap.

او یک الماس در میان زباله‌ها پیدا کرد.

the old muckheap was full of forgotten treasures.

توده زباله‌های قدیمی پر از گنج‌های فراموش‌شده بود.

don't judge a book by its cover; sometimes the best ideas come from the muckheap.

قضاوت نکنید کتاب را از روی جلدش؛ گاهی اوقات بهترین ایده‌ها از میان زباله‌ها می‌آیند.

she sifted through the muckheap to find useful materials.

او برای یافتن مواد مفید در میان زباله‌ها جستجو کرد.

the muckheap was a symbol of neglect in the community.

توده زباله‌ها نمادی از بی‌توجهی در جامعه بود.

after the storm, the muckheap grew larger with debris.

بعد از طوفان، توده زباله‌ها با آوارها بزرگتر شد.

he felt like he was digging through a muckheap to find clarity.

او احساس می‌کرد که برای یافتن وضوح در میان زباله‌ها جستجو می‌کند.

the muckheap in the yard attracted all sorts of wildlife.

توده زباله‌ها در حیاط حیوانات وحشی مختلفی را به خود جذب کرد.

they decided to clean up the muckheap for a better environment.

آنها تصمیم گرفتند برای محیط زیست بهتر، توده زباله‌ها را تمیز کنند.

life sometimes feels like a muckheap, but beauty can emerge.

زندگی گاهی اوقات مانند توده زباله احساس می‌شود، اما زیبایی می‌تواند ظاهر شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید