mudslinger

[ایالات متحده]/ˈmʌdˌslɪŋ.ər/
[بریتانیا]/ˈmʌdˌslɪŋ.ɚ/

ترجمه

n. کسی که اطلاعات خصوصی را فاش می‌کند؛ افترا علیه رقبای سیاسی

عبارات و ترکیب‌ها

mudslinger attack

حمله شوه‌زنی

mudslinger campaign

کمپین شوه‌زنی

mudslinger politics

سیاست شوه‌زنی

mudslinger tactics

تاکتیک‌های شوه‌زنی

mudslinger rhetoric

بیان‌نگاری شوه‌زنی

mudslinger behavior

رفتار شوه‌زنی

mudslinger accusations

اتهامات شوه‌زنی

mudslinger remarks

اظهارات شوه‌زنی

mudslinger strategy

استراتژی شوه‌زنی

جملات نمونه

the politician was labeled a mudslinger for his harsh attacks on his opponent.

سیاستمدت به دلیل حملات تندش به رقیب خود، به عنوان یک توهین‌کننده برچسب خورد.

during the debate, the mudslinger focused more on insults than policies.

در طول مناظره، توهین‌کننده بیشتر بر توهین‌ها تمرکز کرد تا سیاست‌ها.

people are tired of mudslingers who only spread negativity.

مردم از توهین‌کنندگانی که فقط منفی‌گرایی را گسترش می‌دهند خسته شده‌اند.

the media criticized the candidate for being a mudslinger.

رسانه‌ها از اینکه نامزد یک توهین‌کننده بود انتقاد کردند.

in the election, mudslingers often overshadow real issues.

در انتخابات، توهین‌کنندگان اغلب مسائل واقعی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند.

his reputation suffered because he was seen as a mudslinger.

شهرت او آسیب دید زیرا او را به عنوان یک توهین‌کننده می‌دیدند.

voters are increasingly wary of mudslingers in politics.

المنت‌ها به طور فزاینده‌ای در مورد توهین‌کنندگان در سیاست‌ها محتاط هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید