mudslinger attack
حمله شوهزنی
mudslinger campaign
کمپین شوهزنی
mudslinger politics
سیاست شوهزنی
mudslinger tactics
تاکتیکهای شوهزنی
mudslinger rhetoric
بیاننگاری شوهزنی
mudslinger behavior
رفتار شوهزنی
mudslinger accusations
اتهامات شوهزنی
mudslinger remarks
اظهارات شوهزنی
mudslinger strategy
استراتژی شوهزنی
the politician was labeled a mudslinger for his harsh attacks on his opponent.
سیاستمدت به دلیل حملات تندش به رقیب خود، به عنوان یک توهینکننده برچسب خورد.
during the debate, the mudslinger focused more on insults than policies.
در طول مناظره، توهینکننده بیشتر بر توهینها تمرکز کرد تا سیاستها.
people are tired of mudslingers who only spread negativity.
مردم از توهینکنندگانی که فقط منفیگرایی را گسترش میدهند خسته شدهاند.
the media criticized the candidate for being a mudslinger.
رسانهها از اینکه نامزد یک توهینکننده بود انتقاد کردند.
in the election, mudslingers often overshadow real issues.
در انتخابات، توهینکنندگان اغلب مسائل واقعی را تحتالشعاع قرار میدهند.
his reputation suffered because he was seen as a mudslinger.
شهرت او آسیب دید زیرا او را به عنوان یک توهینکننده میدیدند.
voters are increasingly wary of mudslingers in politics.
المنتها به طور فزایندهای در مورد توهینکنندگان در سیاستها محتاط هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید