muggles

[ایالات متحده]/ˈmʌɡlz/
[بریتانیا]/ˈmʌɡlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی سیگار

عبارات و ترکیب‌ها

like muggles

مuggle‌ها را دوست داشتن

treating muggles

مuggle‌ها را درمان کردن

ignoring muggles

مuggle‌ها را نادیده گرفتن

ordinary muggles

مuggle‌های معمولی

annoying muggles

مuggle‌های مزاحم

protecting muggles

مuggle‌ها را حفظ کردن

watching muggles

مuggle‌ها را نظارت کردن

confusing muggles

مuggle‌ها را گیج کردن

help muggles

مuggle‌ها را کمک کردن

fooling muggles

مuggle‌ها را گمراه کردن

جملات نمونه

most muggles don't even know magic exists.

بیشتر معمورها حتی نمی‌دانند که جادو وجود دارد.

he felt like a muggle surrounded by wizards.

او احساس می‌کرد مانند یک معمور که توسط جادوکاران احاطه شده است.

the muggle world is fascinating to observe.

دیدن دنیای معموران جالب است.

she tried to explain it to the muggles, but failed.

او سعی کرد آن را به معموران توضیح دهد، اما موفق نشد.

they disguised themselves as ordinary muggles.

آن‌ها خود را به عنوان معموران عادی پوشاندند.

the wizarding world is hidden from muggles.

دنیای جادوکاری از معموران پنهان است.

he treated the muggles with respect and kindness.

او معموران را با احترام و لطف در میان گذاشت.

many muggles are completely unaware of the danger.

بسیاری از معموران به طور کامل از خطر آگاه نیستند.

she felt sorry for the clueless muggles.

او از معموران بی‌خبر شکایت می‌کرد.

the muggle technology was quite primitive to him.

فناوری معموران از نظر او بسیار ابتدایی بود.

he studied muggle behavior with great interest.

او با علاقه زیاد رفتار معموران را مطالعه می‌کرد.

protecting the secret from muggles is vital.

پنهان کردن این سرریزه از معموران حیاتی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید