murid

[ایالات متحده]/'mjʊərɪd/
[بریتانیا]/'mjʊrɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به موش‌ها یا خانواده جوندگان
Word Forms
جمعmurids

عبارات و ترکیب‌ها

murid teacher

شاگرد معلم

murid performance

عملکرد دانش‌آموز

murid engagement

مشارکت دانش‌آموز

murid feedback

بازخورد دانش‌آموز

murid progress

پیشرفت دانش‌آموز

murid assessment

ارزیابی دانش‌آموز

murid motivation

انگیزه دانش‌آموز

murid participation

حضور و مشارکت دانش‌آموز

murid development

توسعه دانش‌آموز

murid success

موفقیت دانش‌آموز

جملات نمونه

every murid in the class participated actively.

هر دانش آموزی در کلاس به طور فعالانه شرکت کرد.

the murid asked insightful questions during the lecture.

دانش آموز سؤالات روشنگرانه ای در طول سخنرانی پرسید.

as a murid, it's important to respect your teachers.

به عنوان یک دانش آموز، احترام گذاشتن به معلمان شما مهم است.

the murid completed the assignment on time.

دانش آموز وظیفه را به موقع انجام داد.

each murid has unique strengths and weaknesses.

هر دانش آموز نقاط قوت و ضعف منحصر به فردی دارد.

the murid's dedication to learning was commendable.

تعهد دانش آموز به یادگیری قابل تحسین بود.

the murid collaborated with peers on a project.

دانش آموز با همسالان خود در یک پروژه همکاری کرد.

the murid received feedback to improve their skills.

دانش آموز بازخورد دریافت کرد تا مهارت های خود را بهبود بخشد.

being a murid requires discipline and commitment.

دانش آموز بودن نیاز به نظم و تعهد دارد.

the murid enjoyed the interactive learning environment.

دانش آموز از محیط یادگیری تعاملی لذت برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید