murine

[ایالات متحده]/ˈmjʊəraɪn/
[بریتانیا]/ˈmjʊrɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متعلق به خانواده Muridae (موش‌ها و رت‌ها) \nn. هر جوندهای از خانواده Muridae
Word Forms
جمعmurines

عبارات و ترکیب‌ها

murine model

مدل موشی

murine studies

مطالعات موشی

murine leukemia

لوسمی موشی

murine infections

عفونت‌های موشی

murine systems

سیستم‌های موشی

murine models

مدل‌های موشی

murine viruses

ویروس‌های موشی

murine antibodies

آنتی‌بادی‌های موشی

murine genetics

ژنتیک موشی

murine research

تحقیقات موشی

جملات نمونه

the researchers conducted murine studies to understand the disease better.

محققان مطالعات حیوانی (موش) انجام دادند تا بیماری را بهتر درک کنند.

murine models are essential for testing new drugs.

مدل‌های حیوانی (موش) برای آزمایش داروها ضروری هستند.

they used murine cells to explore the genetic mutations.

آنها از سلول‌های حیوانی (موش) برای بررسی جهش‌های ژنتیکی استفاده کردند.

murine behavior can provide insights into human psychology.

رفتار حیوانی (موش) می‌تواند بینش‌هایی در مورد روانشناسی انسان ارائه دهد.

the lab specializes in murine immunology research.

آزمایشگاه در زمینه تحقیقات ایمونولوژی حیوانی (موش) تخصص دارد.

murine models are often used in cancer research.

مدل‌های حیوانی (موش) اغلب در تحقیقات سرطان استفاده می‌شوند.

scientists observed murine responses to various stimuli.

دانشمندان پاسخ‌های حیوانی (موش) به محرک‌های مختلف را مشاهده کردند.

murine genetics plays a significant role in developmental biology.

ژنتیک حیوانی (موش) نقش مهمی در زیست‌شناسی رشدی ایفا می‌کند.

the study focused on murine metabolic pathways.

مطالعه بر روی مسیرهای متابولیک حیوانی (موش) متمرکز بود.

murine models help in understanding neurological disorders.

مدل‌های حیوانی (موش) به درک اختلالات عصبی کمک می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید