murrows

[ایالات متحده]/ˈmʌrəʊz/
[بریتانیا]/ˈmɜːroʊz/

ترجمه

n. (جمع Murrow) یک نام خانوادگی

عبارات و ترکیب‌ها

murrow reported

ترجمه فارسی

murrow's legacy

ترجمه فارسی

murrow interviewed

ترجمه فارسی

murrow revealed

ترجمه فارسی

murrow covered

ترجمه فارسی

murrow investigated

ترجمه فارسی

murrow broadcast

ترجمه فارسی

murrow documented

ترجمه فارسی

murrow narrated

ترجمه فارسی

murrow announced

ترجمه فارسی

جملات نمونه

the heavy rain murrows the distant mountains.

باران سنگین دسته‌های کوه‌های دور را محو می‌کند.

the evening shadows murrow the old house's facade.

سایه‌های شب دیوارهای خانه قدیمی را محو می‌کنند.

tears began to murrow her vision as she spoke.

وقتی سخن می‌گفت، گریه‌های او دید او را محو کرد.

thick fog murrows the road ahead significantly.

بخار گرم به طور قابل توجهی راه پیش رو را محو می‌کند.

age tends to murrow one's memory of specific dates.

سن تمایل دارد تاریخ‌های خاص را از حافظه فرد محو کند.

anger can murrow your judgment in critical situations.

خشم می‌تواند در موقعیت‌های حیاتی قضاوت شما را محو کند.

the artist uses glazes to murrow the sharp lines.

هنرمند از لایه‌های رنگ برای محو کردن خطوط تیز استفاده می‌کند.

industrial smog murrows the city skyline every afternoon.

مگر صنعتی هر بعدازظهر خط میان شهر را محو می‌کند.

soft lighting can murrow the features in a portrait.

نورپردازی نرم می‌تواند ویژگی‌های یک پورتره را محو کند.

passionate rhetoric should not murrow the facts.

رhetorik عاشقانه باید واقعیت‌ها را محو نکند.

jealousy can murrow the truth of a relationship.

تیرگی می‌تواند واقعیت رابطه را محو کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید