wallows

[ایالات متحده]/ˈwɒl.əʊz/
[بریتانیا]/ˈwɑː.loʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در یک فعالیت یا احساس غرق شدن؛ در آب، گل یا گرد و غبار غلتیدن یا دراز کشیدن؛ به طور راحت و دلپذیر حرکت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

wallows in sorrow

در غم غوطه ور شدن

wallows in self-pity

در خودنمایی غوطه ور شدن

wallows in mud

در گل غوطه ور شدن

wallows in grief

در غم و اندوه غوطه ور شدن

wallows in joy

در شادی غوطه ور شدن

wallows in memories

در خاطرات غوطه ور شدن

wallows in luxury

در تجمل غوطه ور شدن

wallows in despair

در ناامیدی غوطه ور شدن

wallows in nostalgia

در دلتنگی غوطه ور شدن

wallows in happiness

در خوشبختی غوطه ور شدن

جملات نمونه

she wallows in her memories of childhood.

او در خاطرات دوران کودکی خود غوطه ور می‌شود.

he wallows in self-pity after the breakup.

او پس از جدایی در خودنمایی و شفقت غوطه ور می‌شود.

the pig wallows in the mud to cool off.

خوک برای خنک شدن در گل فرو می‌رود.

sometimes, she just wallows in her thoughts.

گاهی اوقات، او فقط در افکار خود غوطه ور می‌شود.

they wallow in luxury during their vacation.

آنها در طول تعطیلات خود در تجملات غوطه ور می‌شوند.

he wallows in nostalgia for the past.

او در دلتنگی برای گذشته غوطه ور می‌شود.

the dog wallows happily in the grass.

سگ با خوشحالی در چمن‌ها غوطه ور می‌شود.

she wallows in her achievements, proud of her success.

او در دستاورد‌های خود غوطه ور می‌شود و از موفقیت خود مفتخر است.

don't wallow in negativity; focus on the positive.

در منفی‌گرایی غرق نشوید؛ روی مثبت تمرکز کنید.

he tends to wallow in his regrets instead of moving on.

او تمایل دارد به جای پیشرفت در پشیمانی‌های خود غرق شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید