mushier

[ایالات متحده]/ˈmʌʃɪə/
[بریتانیا]/ˈmʌʃiər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نرم یا به راحتی فشرده می‌شود؛ احساسی یا بیش از حد احساسی؛ دارای قوام نرم؛ احساساتی یا بیش از حد احساسی

عبارات و ترکیب‌ها

mushier than ever

سخت‌تر از همیشه

get mushier

آبکی تر شو

mushier feelings

احساسات آبکی تر

mushier texture

بافت آبکی تر

mushier state

حالت آبکی تر

mushier moments

لحظات آبکی تر

mushier thoughts

افکار آبکی تر

mushier romance

عشق آبکی تر

mushier endings

پایان های آبکی تر

mushier stories

داستان های آبکی تر

جملات نمونه

the bread became mushier after being left out.

بعد از قرار گرفتن در فضای باز، نان نرم‌تر شد.

her heart felt mushier after watching the romantic movie.

بعد از تماشای فیلم عاشقانه، قلبش نرم‌تر احساس می‌شد.

the potatoes were mushier than i expected.

سیب‌زمینی‌ها نرم‌تر از آن چیزی که انتظار داشتم بودند.

he prefers his cereal a bit mushier in the morning.

او ترجیح می‌دهد غلات صبحش کمی نرم‌تر باشد.

after adding more water, the mixture became mushier.

بعد از اضافه کردن آب بیشتر، مخلوط نرم‌تر شد.

the kids love their fruits mushier for easier eating.

بچه‌ها دوست دارند میوه‌هایشان نرم‌تر باشد تا راحت‌تر بخورند.

as it cooked longer, the pasta turned mushier.

با پخت طولانی‌تر، پاستا نرم‌تر شد.

she likes her cookies mushier and chewy.

او دوست دارد بیسکویت‌هایش نرم‌تر و جویدنی باشند.

the cake became mushier after being in the fridge.

بعد از قرار گرفتن در یخچال، کیک نرم‌تر شد.

his speech was mushier than i anticipated.

سخنرانی او نرم‌تر از آن چیزی که پیش‌بینی می‌کردم بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید