mussitations

[ایالات متحده]/ˌmʌsɪˈteɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌmʌsɪˈteɪʃənz/

ترجمه

n. زمزمه یا زیر لب گفتن؛ حرکت بی‌صدا لب‌ها که تقلید گفتار است

عبارات و ترکیب‌ها

mussitations are necessary

لزوم وجود ملاحظات

understanding mussitations

درک ملاحظات

mussitations in context

ملاحظات در متن

mussitations and meanings

ملاحظات و معانی

exploring mussitations

بررسی ملاحظات

mussitations for clarity

ملاحظات برای وضوح

mussitations explained

توضیح ملاحظات

mussitations in speech

ملاحظات در گفتار

mussitations usage guide

راهنمای استفاده از ملاحظات

mussitations and accents

ملاحظات و لهجه‌ها

جملات نمونه

her mussitations often led to insightful discussions.

نگاه‌های او اغلب منجر به بحث‌های روشنگرانه می‌شد.

he expressed his mussitations through art.

او نگرانی‌های خود را از طریق هنر بیان کرد.

during the meeting, his mussitations were well-received.

در طول جلسه، نگرانی‌های او با استقبال خوبی روبرو شد.

her mussitations on the topic were enlightening.

نگاه‌های او در مورد این موضوع روشنگرانه بود.

they shared their mussitations about future plans.

آنها نگرانی‌های خود در مورد برنامه‌های آینده را به اشتراک گذاشتند.

his mussitations revealed a deeper understanding of the issue.

نگاه‌های او نشان دهنده درک عمیق‌تری از موضوع بود.

she took notes during his mussitations.

او در طول نگرانی‌های او یادداشت‌برداری کرد.

the professor encouraged mussitations among students.

پروفسور از نگرانی‌ها در بین دانش‌آموزان تشویق کرد.

her mussitations were filled with creative ideas.

نگاه‌های او پر از ایده‌های خلاقانه بود.

he often jots down his mussitations in a journal.

او اغلب نگرانی‌های خود را در یک دفترچه یادداشت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید