mutably

[ایالات متحده]/ˈmjuːtəblɪ/
[بریتانیا]/ˈmjuːtəblɪ/

ترجمه

adv. به شیوه‌ای قابل تغییر یا متغیر

عبارات و ترکیب‌ها

mutably defined

به صورت متغیر تعریف شده

mutably typed

به صورت متغیر نوع‌گذاری شده

mutably scoped

به صورت متغیر محدوده دار

mutably referenced

به صورت متغیر ارجاع داده شده

mutably accessed

به صورت متغیر دسترسی داده شده

mutably altered

به صورت متغیر تغییر داده شده

mutably stored

به صورت متغیر ذخیره شده

mutably created

به صورت متغیر ایجاد شده

mutably managed

به صورت متغیر مدیریت شده

mutably updated

به صورت متغیر به روز رسانی شده

جملات نمونه

her emotions can change mutably.

احساسات او می‌توانند به طور متغیر تغییر کنند.

the weather here is mutably unpredictable.

آب و هوای اینجا به طور متغیر غیرقابل پیش‌بینی است.

he mutably adapts to new situations.

او به طور متغیر با شرایط جدید سازگار می‌شود.

our plans are mutably flexible.

برنامه‌های ما به طور متغیر انعطاف‌پذیر هستند.

her opinions on the matter are mutably expressed.

نظرات او در این مورد به طور متغیر بیان می‌شود.

the rules can be mutably interpreted.

قوانین را می‌توان به طور متغیر تفسیر کرد.

his mood shifts mutably throughout the day.

حالت روحی او در طول روز به طور متغیر تغییر می‌کند.

technology mutably evolves over time.

فناوری به مرور زمان به طور متغیر تکامل می‌یابد.

her style is mutably influenced by trends.

سبک او به طور متغیر تحت تأثیر روندها قرار می‌گیرد.

the project requirements are mutably defined.

الزامات پروژه به طور متغیر تعریف می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید