variably

[ایالات متحده]/'vɛəriəbli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای که به راحتی یا بدون الگوی ثابت تغییر کند؛ به شیوه‌ای که ثابت نیست

جملات نمونه

Leaves variably subopposite to subalternate or alternate, rarely opposite or truly alternate, subsessile or petiolate;

برگ‌ها به طور متغیر از زیربرگ تا زیرجایگزین یا جایگزین، به ندرت مقابل یا واقعاً جایگزین، بدون ساقه یا با ساقه;

Prices can vary variably depending on the location.

قیمت‌ها می‌توانند به طور متغیر بسته به مکان متفاوت باشند.

Her mood changes variably throughout the day.

حالت او در طول روز به طور متغیر تغییر می‌کند.

The weather in this region is variably unpredictable.

آب و هوای این منطقه به طور متغیر غیرقابل پیش‌بینی است.

The quality of the product can vary variably from one batch to another.

کیفیت محصول می‌تواند به طور متغیر از یک دسته به دسته دیگر متفاوت باشد.

His performance on the field varies variably depending on his health condition.

عملکرد او در زمین به طور متغیر بسته به وضعیت سلامتی‌اش متفاوت است.

The level of difficulty in this game varies variably as you progress.

سطح دشواری در این بازی با پیشرفت شما به طور متغیر تغییر می‌کند.

The taste of the dish can vary variably depending on the chef's skill.

طعم غذا می‌تواند به طور متغیر بسته به مهارت آشپز متفاوت باشد.

The success rate of the project varies variably based on the team's cooperation.

نرخ موفقیت پروژه به طور متغیر بر اساس همکاری تیم متفاوت است.

The amount of traffic on this road varies variably throughout the day.

میزان ترافیک در این جاده در طول روز به طور متغیر متفاوت است.

The workload in this department can vary variably depending on the season.

بار کاری در این بخش می‌تواند به طور متغیر بسته به فصل متفاوت باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید