myology

[ایالات متحده]/maɪˈɒlədʒi/
[بریتانیا]/maɪˈɑːlədʒi/

ترجمه

n. مطالعه عضلات؛ سیستم عضلانی
Word Forms
جمعmyologies

عبارات و ترکیب‌ها

muscle myology

عضلات و میولوژی

clinical myology

میولوژی بالینی

functional myology

میولوژی عملکردی

comparative myology

میولوژی تطبیقی

human myology

میولوژی انسانی

animal myology

میولوژی حیوانی

developmental myology

میولوژی رشدی

applied myology

میولوژی کاربردی

pathological myology

میولوژی پاتولوژیک

theoretical myology

میولوژی نظری

جملات نمونه

myology is the study of muscles.

میولوژی مطالعه عضلات است.

understanding myology can help in sports medicine.

درک میولوژی می تواند در طب ورزشی کمک کند.

she is pursuing a degree in myology.

او در حال تحصیل در رشته میولوژی است.

myology plays a crucial role in physical therapy.

میولوژی نقش مهمی در فیزیوتراپی ایفا می کند.

the research in myology has advanced significantly.

تحقیقات در زمینه میولوژی به طور قابل توجهی پیشرفت کرده است.

myology helps us understand muscle disorders.

میولوژی به ما کمک می کند تا اختلالات عضلانی را درک کنیم.

he specializes in myology and rehabilitation.

او در زمینه میولوژی و توانبخشی تخصص دارد.

courses in myology are essential for aspiring trainers.

دوره های میولوژی برای مربیان آینده ضروری هستند.

myology can provide insights into human movement.

میولوژی می تواند بینشی در مورد حرکت انسان ارائه دهد.

she published a paper on myology and its applications.

او مقاله ای در مورد میولوژی و کاربردهای آن منتشر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید