squinting

[ایالات متحده]/skwɪnt/
[بریتانیا]/skwɪnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به چیزی نگاه کردن با یک یا هر دو چشم نیمه بسته
n. عمل نگاه کردن
vt. باعث شدن که کسی با یک یا هر دو چشم نیمه بسته نگاه کند
adj. داشتن چشمانی که به جهات مختلف نگاه می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

squint at

نگاه کردن با چشم‌های باریک

جملات نمونه

Take a squint at this view.

با دقت به این منظره نگاه کنید.

I squinted through the keyhole.

من از چشمی‌انداز به داخل نگاه کردم.

her left eye squinted slightly.

چشم چپش کمی چشمک زد.

A tahr(Hemitragus jemlaicus)pleasantly squinting in the sunlight.

یک تخر (Hemitragus jemlaicus) به طور دلپذیر در نور خورشید چشمک می زد.

A squint can sometimes be corrected by an eyepatch.

گاهی اوقات می توان انحراف چشم را با استفاده از یک وصله چشم تصحیح کرد.

Her eyes squinted against the brightness.

چشمانش در برابر نور خیره شدند.

Pulling his rifle to his shoulder he squinted along the barrel.

او سلاح خود را به سمت شانه کشید و از لوله آن نگاه کرد.

"Strabismus (or squint or heterotropia):Failure of the eyes to align properly to focus on an object.The affected eye may deviate in any direction, including inward ( cross-eye ) or outward (walleye).

کج‌نمایی (یا چشمک‌زدن یا هتروتروپیا): ناتوانی چشم‌ها در تراز مناسب برای تمرکز بر روی یک شیء. ممکن است چشم آسیب‌دیده در هر جهت، از جمله به داخل (چشم‌های ضربدری) یا به خارج (چشم‌های ماهی) منحرف شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید