myriameter

[ایالات متحده]/ˈmɪrɪəˌmiːtə/
[بریتانیا]/ˈmɪrɪəˌmiːtər/

ترجمه

n. یک واحد طول برابر با ده هزار متر؛ ده هزار متر
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

myriameter measurement

سنجش مایلرامتر

myriameter scale

مقیاس مایلرامتر

myriameter distance

فاصله مایلرامتر

myriameter unit

واحد مایلرامتر

myriameter value

مقدار مایلرامتر

myriameter conversion

تبدیل مایلرامتر

myriameter length

طول مایلرامتر

myriameter calculation

محاسبه مایلرامتر

myriameter reference

ارجاع مایلرامتر

myriameter standard

استاندارد مایلرامتر

جملات نمونه

the mountain range stretches for over a myriameter.

مجموعه کوهستانی بیش از یک مایل طول دارد.

we measured the distance in myriameters to get a clearer understanding.

ما فاصله را به مایل اندازه‌گیری کردیم تا درک بهتری پیدا کنیم.

the hiking trail is approximately three myriameters long.

مسیر پیاده‌روی تقریباً سه مایل طول دارد.

in geography class, we learned about measuring distances in myriameters.

در کلاس جغرافیا، ما در مورد اندازه‌گیری فواصل به مایل یاد گرفتیم.

the race covers a distance of five myriameters.

مسابقه مسافتی به طول پنج مایل را پوشش می‌دهد.

it's important to convert kilometers to myriameters for this project.

برای این پروژه مهم است که کیلومترها را به مایل تبدیل کنید.

he ran a distance of two myriameters in the marathon.

او در ماراتن مسافتی به طول دو مایل دوید.

understanding myriameters helps in planning long-distance travel.

درک مایلها به برنامه ریزی سفر با مسافت طولانی کمک می کند.

the lake is located about seven myriameters from the town.

دریاچه حدود هفت مایل از شهر فاصله دارد.

she cycled a distance of one myriameter every day.

او هر روز مسافتی به طول یک مایل رکاب می‌زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید