mythologist

[ایالات متحده]/mɪˈθɒlədʒɪst/
[بریتانیا]/mɪˈθɑːlədʒɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عالم یا نویسنده افسانه‌ها
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

mythologist study

مطالعات باستان‌شناس

mythologist perspective

دیدگاه باستان‌شناس

mythologist analysis

تجزیه و تحلیل باستان‌شناس

mythologist theories

تئوری‌های باستان‌شناس

mythologist findings

یافته‌های باستان‌شناس

mythologist research

تحقیقات باستان‌شناس

mythologist insights

بینش‌های باستان‌شناس

mythologist work

کار باستان‌شناس

mythologist contributions

همکاری‌های باستان‌شناس

mythologist role

نقش باستان‌شناس

جملات نمونه

the mythologist studied ancient stories.

محقق اساطیر داستان‌های باستانی را مطالعه کرد.

a renowned mythologist published a new book.

یک محقق برجسته اساطیر کتاب جدیدی منتشر کرد.

the mythologist explored the origins of myths.

محقق اساطیر به بررسی ریشه‌های اسطوره‌ها پرداخت.

many cultures have their own mythologist.

فرهنگ‌های بسیاری محقق اساطیر خود را دارند.

the mythologist gave a lecture on folklore.

محقق اساطیر در مورد فولکلور سخنرانی کرد.

her work as a mythologist is highly regarded.

کار او به عنوان محقق اساطیر بسیار مورد احترام است.

the mythologist analyzed various legends.

محقق اساطیر افسانه‌های مختلف را تجزیه و تحلیل کرد.

he became a mythologist after years of study.

او پس از سال‌ها مطالعه به محقق اساطیر تبدیل شد.

the mythologist contributed to our understanding of history.

محقق اساطیر به درک ما از تاریخ کمک کرد.

as a mythologist, she travels to collect stories.

به عنوان محقق اساطیر، او برای جمع آوری داستان‌ها سفر می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید