| جمع | mytilids |
common mytilid
میتیلید رایج
mytilid species
گونه میتیلید
mytilid family
خانواده میتیلید
marine mytilid
میتیلید دریایی
mytilid shell
پوسته میتیلید
mytilid larvae
فراوردههای میتیلید
freshwater mytilid
میتیلید آب شیرین
mytilid colony
کلون میتیلید
invasive mytilid
میتیلید مهاجم
mytilid bed
پایه میتیلید
the common mussel is a well-known example of a mytilid.
مگوی معمول یک مثال معروف از یک میتیلید است.
marine biologists study mytilid distribution in coastal waters.
بیولوژیستهای دریایی توزیع میتیلیدها در آبهای ساحلی را مطالعه میکنند.
mytilid shells are often used to monitor heavy metal pollution.
پوستههای میتیلیدها اغلب برای نظارت بر آلودگی فلزات سنگین استفاده میشود.
scientists analyzed the mytilid population density in the bay.
دانشمندان چگالی جمعیت میتیلیدها در خلیج را تحلیل کردند.
genetic sequencing helps classify different mytilid species.
تسلسل ژنتیکی کمک میکند تا گونههای مختلف میتیلید را طبقهبندی کنیم.
many mytilid larvae drift in the plankton for weeks.
بسیاری از لاروی میتیلید در پلانکتون به مدت هفتهها در میان میگردند.
the invasive mytilid species threatens native clam populations.
گونههای میتیلید مهاجم جمعیت میگوی بومی را تهدید میکنند.
mytilid aquaculture is a major industry in this region.
پرورش میتیلید در این منطقه یک صنعت اصلی است.
climate change affects mytilid shell growth significantly.
تغییرات اقلیمی به طور قابل توجهی رشد پوسته میتیلید را تحت تأثیر قرار میدهد.
mytilid adhesive strength was measured in the laboratory.
مقاومت چسبندگی میتیلید در آزمایشگاه اندازهگیری شد.
researchers observed symbiotic relationships involving mytilid hosts.
پژوهشگران روابط همزیستی مربوط به میزبانهای میتیلید را مشاهده کردند.
this specific mytilid habitat requires clean, cold water.
این محیط خاص میتیلید نیاز به آب تمیز و سرد دارد.
common mytilid
میتیلید رایج
mytilid species
گونه میتیلید
mytilid family
خانواده میتیلید
marine mytilid
میتیلید دریایی
mytilid shell
پوسته میتیلید
mytilid larvae
فراوردههای میتیلید
freshwater mytilid
میتیلید آب شیرین
mytilid colony
کلون میتیلید
invasive mytilid
میتیلید مهاجم
mytilid bed
پایه میتیلید
the common mussel is a well-known example of a mytilid.
مگوی معمول یک مثال معروف از یک میتیلید است.
marine biologists study mytilid distribution in coastal waters.
بیولوژیستهای دریایی توزیع میتیلیدها در آبهای ساحلی را مطالعه میکنند.
mytilid shells are often used to monitor heavy metal pollution.
پوستههای میتیلیدها اغلب برای نظارت بر آلودگی فلزات سنگین استفاده میشود.
scientists analyzed the mytilid population density in the bay.
دانشمندان چگالی جمعیت میتیلیدها در خلیج را تحلیل کردند.
genetic sequencing helps classify different mytilid species.
تسلسل ژنتیکی کمک میکند تا گونههای مختلف میتیلید را طبقهبندی کنیم.
many mytilid larvae drift in the plankton for weeks.
بسیاری از لاروی میتیلید در پلانکتون به مدت هفتهها در میان میگردند.
the invasive mytilid species threatens native clam populations.
گونههای میتیلید مهاجم جمعیت میگوی بومی را تهدید میکنند.
mytilid aquaculture is a major industry in this region.
پرورش میتیلید در این منطقه یک صنعت اصلی است.
climate change affects mytilid shell growth significantly.
تغییرات اقلیمی به طور قابل توجهی رشد پوسته میتیلید را تحت تأثیر قرار میدهد.
mytilid adhesive strength was measured in the laboratory.
مقاومت چسبندگی میتیلید در آزمایشگاه اندازهگیری شد.
researchers observed symbiotic relationships involving mytilid hosts.
پژوهشگران روابط همزیستی مربوط به میزبانهای میتیلید را مشاهده کردند.
this specific mytilid habitat requires clean, cold water.
این محیط خاص میتیلید نیاز به آب تمیز و سرد دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید