médiocre

[ایالات متحده]/[ˈmiːdɪɔːkər]/
[بریتانیا]/[ˈmiːdi.oʊkər]/

ترجمه

adj. از کیفیت متوسط; خیلی خوب نیست.

جملات نمونه

the movie had mediocre acting that ruined the entire production.

فیلم دارای بازیگری متوسط بود که تمام تولید را نابود کرد.

despite the high expectations, the restaurant served mediocre food.

هرچند انتظارات بالایی وجود داشت، رستوران غذای متوسطی را سرو کرد.

his mediocre performance in the interview cost him the job.

بازیگری متوسط او در مصاحبه باعث از دست دادن شغلش شد.

the book received mediocre reviews from critics.

کتاب از نظر منتقدان نقدی متوسط دریافت کرد.

we expected better quality, but the product turned out to be mediocre.

ما کیفیت بهتری انتظار داشتیم، اما محصول در نهایت متوسط بود.

the team's mediocre results disappointed their fans.

نتایج متوسط تیم هوادارانش را ناامید کرد.

she gave a mediocre presentation that failed to impress the clients.

او یک ارائه متوسط ارائه داد که مشتریان را به چالش نیاورد.

despite the expensive ticket, the concert was mediocre.

هر چند بلیت گران بود، کنسرت متوسط بود.

the new video game received mediocre ratings from players.

بازی ویدئویی جدید از ارزیابی‌های متوسط بازیگران دریافت کرد.

his mediocre skills were not enough to compete at the professional level.

مهارت‌های متوسط او برای رقابت در سطح حرفه‌ای کافی نبود.

the play was criticized for its mediocre script and weak direction.

این نمایش به دلیل داستان متوسط و هدایت ضعیف مورد انتقاد قرار گرفت.

the restaurant's mediocre atmosphere made dining unpleasant.

اتمسفر متوسط رستوران باعث ناگواری در غذا خوردن شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید