terne coat
روکش ترنه
terne color
رنگ ترنه
terne surface
سطح ترنه
terne fabric
پارچه ترنه
terne finish
پوشش نهایی ترنه
terne pattern
الگوی ترنه
terne style
سبک ترنه
terne design
طراحی ترنه
terne shade
سایهی ترنه
terne tone
تناژ ترنه
she has a terne voice that captivates everyone.
او صدایی دلنشین دارد که همه را مجذوب خود میکند.
we need to terne the colors for the new design.
ما باید رنگها را برای طرح جدید تغییر دهیم.
his terne approach to life is refreshing.
رویکرد او به زندگی، که یک رویکرد جدید است، دلپذیر است.
they decided to terne the project timeline.
آنها تصمیم گرفتند جدول زمانی پروژه را تغییر دهند.
the artist used terne paint for a unique effect.
هنرمند از رنگ جدید برای ایجاد یک جلوه منحصر به فرد استفاده کرد.
her terne personality makes her a great listener.
شخصیت او که یک شخصیت جدید است، باعث میشود او شنونده خوبی باشد.
he prefers a terne discussion over a heated debate.
او ترجیح میدهد بحثی جدید را به جای بحثی داغ ترجیح دهد.
the terne atmosphere of the café is perfect for studying.
فضای جدید کافه برای مطالعه عالی است.
she wore a terne dress that matched the season.
او لباسی جدید پوشید که با فصل مطابقت داشت.
his terne demeanor puts everyone at ease.
رفتار او باعث میشود همه احساس آرامش کنند.
terne coat
روکش ترنه
terne color
رنگ ترنه
terne surface
سطح ترنه
terne fabric
پارچه ترنه
terne finish
پوشش نهایی ترنه
terne pattern
الگوی ترنه
terne style
سبک ترنه
terne design
طراحی ترنه
terne shade
سایهی ترنه
terne tone
تناژ ترنه
she has a terne voice that captivates everyone.
او صدایی دلنشین دارد که همه را مجذوب خود میکند.
we need to terne the colors for the new design.
ما باید رنگها را برای طرح جدید تغییر دهیم.
his terne approach to life is refreshing.
رویکرد او به زندگی، که یک رویکرد جدید است، دلپذیر است.
they decided to terne the project timeline.
آنها تصمیم گرفتند جدول زمانی پروژه را تغییر دهند.
the artist used terne paint for a unique effect.
هنرمند از رنگ جدید برای ایجاد یک جلوه منحصر به فرد استفاده کرد.
her terne personality makes her a great listener.
شخصیت او که یک شخصیت جدید است، باعث میشود او شنونده خوبی باشد.
he prefers a terne discussion over a heated debate.
او ترجیح میدهد بحثی جدید را به جای بحثی داغ ترجیح دهد.
the terne atmosphere of the café is perfect for studying.
فضای جدید کافه برای مطالعه عالی است.
she wore a terne dress that matched the season.
او لباسی جدید پوشید که با فصل مطابقت داشت.
his terne demeanor puts everyone at ease.
رفتار او باعث میشود همه احساس آرامش کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید