naboom

[ایالات متحده]/næˈbuːm/
[بریتانیا]/næˈbuːm/

ترجمه

n. نیزه بزرگ
Word Forms
جمعnabooms

عبارات و ترکیب‌ها

naboom effect

اثر نابوم

naboom theory

نظریه نابوم

naboom zone

منطقه نابوم

naboom cycle

چرخه نابوم

naboom phenomenon

پدیده نابوم

naboom model

مدل نابوم

naboom factor

عامل نابوم

naboom strategy

استراتژی نابوم

naboom variable

متغیر نابوم

naboom concept

مفهوم نابوم

جملات نمونه

we need to naboom the project by next week.

ما باید پروژه را تا هفته آینده به اتمام برسانیم.

they decided to naboom the event for charity.

آنها تصمیم گرفتند رویداد را برای کمک به خیریه به اتمام برسانند.

can you help me naboom the presentation?

آیا می توانید به من کمک کنید تا ارائه را به اتمام برسانم؟

she managed to naboom the deal at the last minute.

او موفق شد معامله را در آخرین لحظه به اتمام برساند.

we should naboom the meeting agenda before the call.

ما باید دستور کار جلسه را قبل از تماس نهایی کنیم.

it's important to naboom the details in advance.

مهم است که جزئیات را از قبل نهایی کنیم.

he was able to naboom a great opportunity.

او توانست یک فرصت عالی را نهایی کند.

let's naboom the schedule for next month.

بیایید برنامه ریزی برای ماه آینده را نهایی کنیم.

they worked hard to naboom the new software release.

آنها سخت برای نهایی کردن انتشار نرم افزار جدید تلاش کردند.

she will naboom the final touches on the artwork.

او آخرین لمسات را روی اثر هنری نهایی خواهد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید