nacelle

[ایالات متحده]/nəˈsɛl/
[بریتانیا]/nəˈsɛl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محفظه‌ای در یک هواپیما برای موتور یا خلبان؛ سبدی برای یک بالن
Word Forms
جمعnacelles

عبارات و ترکیب‌ها

wind turbine nacelle

توربین بادی ناکله

nacelle cover

پوشش ناکله

nacelle assembly

مونتاژ ناکله

nacelle design

طراحی ناکله

nacelle support

نگهدارنده ناکله

nacelle height

ارتفاع ناکله

nacelle inspection

بازرسی ناکله

nacelle weight

وزن ناکله

nacelle maintenance

نگهداری ناکله

nacelle orientation

جهت گیری ناکله

جملات نمونه

the nacelle houses the turbine components.

نازل شامل اجزای توربین است.

the technician inspected the nacelle for any damage.

تکنسین نازل را برای هرگونه آسیب بررسی کرد.

wind turbine nacelles are often designed for easy access.

نازل‌های توربین بادی اغلب به گونه‌ای طراحی شده‌اند که دسترسی به آنها آسان باشد.

the nacelle is crucial for the efficiency of the wind turbine.

نازل برای بهره‌وری توربین بادی بسیار مهم است.

engineers are developing new nacelle designs to improve performance.

مهندسان در حال توسعه طرح‌های جدید نازل برای بهبود عملکرد هستند.

the nacelle must be securely mounted on the tower.

نازل باید به طور ایمن روی برج نصب شود.

maintenance of the nacelle is essential for safety.

نگهداری از نازل برای ایمنی ضروری است.

the nacelle contains important electronic systems.

نازل شامل سیستم‌های الکترونیکی مهم است.

during the storm, the nacelle was protected from high winds.

طی طوفان، نازل از وزش بادهای شدید محافظت شد.

each nacelle is equipped with sensors for monitoring.

هر نازل مجهز به حسگرهایی برای نظارت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید