naiveties

[ایالات متحده]/naɪ'iːvtɪ/
[بریتانیا]/nɑˈivti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بی‌گناهی؛ کمبود پیچیدگی.

جملات نمونه

the charm and naivety of the early to mid fifties.

جذابیت و معصومیت اوایل تا اواسط دهه پنجاه.

Ann’s naivety is at least a fault on the right side.

سادگی آن می‌تواند حداقل یک نقص در سمت درست باشد.

his appalling naivety in going to the press.

سادگی احمقانه او در مراجعه به رسانه ها.

Mozart’s music is characterized by its naivety and clarity.

موسیقی موتزارت به دلیل سادگی و وضوحش مشخص می‌شود.

What primarily concerns us about the interreligious ceremony in the National Cathedral in Washington, D.C. is the level of naivety in the West.

آنچه عمدتاً ما را در مورد مراسم بین ادیانی در کلیسای جامع ملی در واشنگتن، دی. سی. نگران می‌کند، سطح ساده‌دانی در غرب است.

2、The word of art gravure naivety grace, itis sumptuous dofunny, it can reposit for many years. and also have higher collective worth..

2، کلمه هنر، حکاکی، سادگی، لطف، بسیار مجلل و خنده‌دار است، می‌تواند برای سال‌ها ذخیره شود و همچنین ارزش جمعی بالاتری دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید