namable entity
نامپذیر موجودیت
namable object
نامپذیر شی
namable type
نامپذیر نوع
namable resource
نامپذیر منبع
namable attribute
نامپذیر ویژگی
namable class
نامپذیر کلاس
namable item
نامپذیر مورد
namable variable
نامپذیر متغیر
namable function
نامپذیر تابع
namable instance
نامپذیر نمونه
every namable object in the room caught my attention.
هر شی قابل نام برداری در اتاق توجه من را به خود جلب کرد.
there are countless namable emotions we experience daily.
احساسات قابل نام برداری وجود دارد که ما به طور روزانه تجربه می کنیم.
she has a namable talent for painting.
او استعداد قابل نام برداری در نقاشی دارد.
in this game, every namable character has unique abilities.
در این بازی، هر شخصیت قابل نام برداری توانایی های منحصر به فردی دارد.
his ideas were too abstract to be easily namable.
ایده های او بسیار انتزاعی بودند که به راحتی قابل نام برداری نبودند.
we discussed several namable strategies for success.
ما چندین استراتژی قابل نام برداری برای موفقیت مورد بحث قرار دادیم.
each namable feature of the software enhances user experience.
هر ویژگی قابل نام برداری نرم افزار تجربه کاربر را بهبود می بخشد.
there are many namable risks involved in this investment.
خطرات قابل نام برداری زیادی در این سرمایه گذاری وجود دارد.
finding a namable reason for his behavior was difficult.
پیدا کردن یک دلیل قابل نام برداری برای رفتارش دشوار بود.
she listed every namable ingredient in the recipe.
او تمام مواد قابل نام برداری را در دستور العمل فهرست کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید