baptismal

[ایالات متحده]/bæp'tɪzməl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به تعمید، مربوط به آیین تعمید.

عبارات و ترکیب‌ها

baptismal font

حوض تعمید

baptismal ceremony

آیین تعمید

baptismal gown

لباس تعمید

جملات نمونه

a soul lustrated in the baptismal waters.

روحی که در آب‌های تعمید پاکسازی شده است.

The baptismal font in the church was filled with holy water.

حوض تعمید در کلیسا با آب مقدس پر شده بود.

The baby wore a beautiful baptismal gown for the ceremony.

نوزاد برای مراسم لباس تعمید زیبا پوشیده بود.

The priest performed the baptismal rites according to the church's tradition.

کشیش آیین‌های تعمید را طبق سنت کلیسا انجام داد.

The baptismal certificate is an important document for many Christians.

گواهی تعمید برای بسیاری از مسیحیان یک سند مهم است.

The baptismal ceremony symbolizes a new beginning in the Christian faith.

مراسم تعمید نماد یک شروع جدید در ایمان مسیحی است.

The baptismal water is believed to cleanse the soul of sin.

اعتقاد بر این است که آب تعمید روح را از گناه پاک می‌کند.

The family gathered together to celebrate the child's baptismal day.

خانواده دور هم جمع شدند تا روز تعمید کودک را جشن بگیرند.

The baptismal vows are a solemn commitment to one's faith.

عهدنامه‌های تعمید تعهد جدی به ایمان یک فرد هستند.

The baptismal gown was passed down through generations in the family.

لباس تعمید نسل به نسل در خانواده منتقل می‌شد.

The baptismal font is typically located near the entrance of the church.

حوض تعمید معمولاً در نزدیکی ورودی کلیسا قرار دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید