nameable

[ایالات متحده]/ˈneɪməbl/
[بریتانیا]/ˈneɪməbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل نامگذاری; شایسته توجه; شایسته یادآوری

عبارات و ترکیب‌ها

nameable entity

نام‌پذیر موجودیت

nameable object

نام‌پذیر شی

nameable item

نام‌پذیر مورد

nameable class

نام‌پذیر کلاس

nameable type

نام‌پذیر نوع

nameable variable

نام‌پذیر متغیر

nameable resource

نام‌پذیر منبع

nameable function

نام‌پذیر تابع

nameable instance

نام‌پذیر نمونه

nameable attribute

نام‌پذیر ویژگی

جملات نمونه

the project has many nameable features that enhance usability.

این پروژه دارای ویژگی‌های فراوانی است که قابل نام‌گذاری هستند و باعث افزایش قابلیت استفاده می‌شوند.

she provided a list of nameable items for the presentation.

او لیستی از اقلام قابل نام‌گذاری برای ارائه ارائه کرد.

in this game, every character is nameable.

در این بازی، هر کاراکتری قابل نام‌گذاری است.

there are several nameable options to choose from.

چندین گزینه قابل نام‌گذاری برای انتخاب وجود دارد.

he struggled to find a nameable concept for his artwork.

او برای یافتن یک مفهوم قابل نام‌گذاری برای اثر هنری خود تلاش کرد.

the report includes a section on nameable risks.

گزارش شامل بخشی در مورد خطرات قابل نام‌گذاری است.

they discussed the nameable benefits of the new policy.

آنها مزایای قابل نام‌گذاری سیاست جدید را مورد بحث قرار دادند.

every nameable aspect of the project was analyzed.

هر جنبه قابل نام‌گذاری پروژه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

we need to identify the nameable challenges ahead.

ما باید چالش‌های قابل نام‌گذاری پیش رو را شناسایی کنیم.

his ideas were often nameable but lacked clarity.

ایده‌های او اغلب قابل نام‌گذاری بودند اما فاقد وضوح بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید