denominable

[ایالات متحده]/[ˈdenəməbl]/
[بریتانیا]/[ˈdenəməbl]/

ترجمه

adj. قابل تعیین یا نام‌گذاری؛ قابل انتساب؛ مربوط به یا ویژگی نام‌گذاری.

عبارات و ترکیب‌ها

denominable assets

دارایی‌های قابل تعیین

denominable amount

مبلغ قابل تعیین

denominable unit

واحد قابل تعیین

جملات نمونه

the project's success is eminently denominable to the team's hard work.

موفقیت پروژه به طور ویژه به تلاش تیم نسبت داده می‌شود.

the actions were denominable to a desire for personal gain.

این اقدامات به تمایل به کسب سود شخصی نسبت داده می‌شد.

the error was largely denominable to a software glitch.

این خطا تا حد زیادی به یک نقص نرم افزاری نسبت داده می‌شد.

the company's growth is denominable to several key factors.

رشد شرکت به عوامل کلیدی متعددی نسبت داده می‌شود.

the decline in sales is denominable to increased competition.

کاهش فروش به افزایش رقابت نسبت داده می‌شود.

the positive results are denominable to the new training program.

نتایج مثبت به برنامه آموزشی جدید نسبت داده می‌شود.

the student's improvement is denominable to consistent studying.

بهبود دانش‌آموز به مطالعه مداوم نسبت داده می‌شود.

the accident was denominable to poor visibility on the road.

این حادثه به دید کم روی جاده نسبت داده می‌شد.

the innovation is denominable to the researcher's dedication.

این نوآوری به تعهد محقق نسبت داده می‌شود.

the change in policy is denominable to public pressure.

تغییر در سیاست به فشار افکار عمومی نسبت داده می‌شود.

the victory was denominable to a combination of skill and luck.

این پیروزی به ترکیبی از مهارت و شانس نسبت داده می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید