| جمع | nametags |
nametag required
الزامی بودن کارت نام
print nametag
چاپ کارت نام
wear nametag
پوشیدن کارت نام
nametag design
طراحی کارت نام
nametag holder
نگهدارنده کارت نام
personalized nametag
کارت نام شخصیسازیشده
nametag printing
چاپ کارت نام
nametag stickers
برچسبهای کارت نام
nametag policy
سیاست کارت نام
she wore a nametag at the conference.
او یک نشانگر اسم در کنفرانس پوشید.
make sure your nametag is visible.
مطمئن شوید که نشانگر اسم شما قابل مشاهده است.
he forgot to print his nametag before the event.
او فراموش کرد نشانگر اسم خود را قبل از رویداد چاپ کند.
everyone should have a nametag for networking.
همه باید برای شبکه سازی یک نشانگر اسم داشته باشند.
the nametag helped me remember her name.
نشانگر اسم به من کمک کرد نام او را به خاطر بسپارم.
they handed out nametags at the entrance.
آنها نشانگر اسم را در ورودی توزیع کردند.
his nametag had a funny quote on it.
نشانگر اسم او نقل قول خنده داری روی آن داشت.
she decorated her nametag with stickers.
او نشانگر اسم خود را با برچسب تزئین کرد.
make sure to write your title on the nametag.
مطمئن شوید که عنوان خود را روی نشانگر اسم بنویسید.
nametags can help break the ice at events.
نشانگر اسم می تواند به شکستن یخ در رویدادها کمک کند.
nametag required
الزامی بودن کارت نام
print nametag
چاپ کارت نام
wear nametag
پوشیدن کارت نام
nametag design
طراحی کارت نام
nametag holder
نگهدارنده کارت نام
personalized nametag
کارت نام شخصیسازیشده
nametag printing
چاپ کارت نام
nametag stickers
برچسبهای کارت نام
nametag policy
سیاست کارت نام
she wore a nametag at the conference.
او یک نشانگر اسم در کنفرانس پوشید.
make sure your nametag is visible.
مطمئن شوید که نشانگر اسم شما قابل مشاهده است.
he forgot to print his nametag before the event.
او فراموش کرد نشانگر اسم خود را قبل از رویداد چاپ کند.
everyone should have a nametag for networking.
همه باید برای شبکه سازی یک نشانگر اسم داشته باشند.
the nametag helped me remember her name.
نشانگر اسم به من کمک کرد نام او را به خاطر بسپارم.
they handed out nametags at the entrance.
آنها نشانگر اسم را در ورودی توزیع کردند.
his nametag had a funny quote on it.
نشانگر اسم او نقل قول خنده داری روی آن داشت.
she decorated her nametag with stickers.
او نشانگر اسم خود را با برچسب تزئین کرد.
make sure to write your title on the nametag.
مطمئن شوید که عنوان خود را روی نشانگر اسم بنویسید.
nametags can help break the ice at events.
نشانگر اسم می تواند به شکستن یخ در رویدادها کمک کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید