namys

[ایالات متحده]/ˈnæmɪz/
[بریتانیا]/ˈnæmɪz/

ترجمه

n. نام‌های شخصی؛ نانومترها

جملات نمونه

namys appears in the ancient manuscript as a symbol of wisdom.

ناموس در گذشته به عنوان نماد حکمت در مفاهیم نوشته شده است.

the philosopher's namys guided his groundbreaking theories.

ناموس فیلسوف او نظریات برجسته او را هدایت کرد.

we must exercise namys when dealing with complex moral dilemmas.

ما باید ناموس را در مواجهه با دیلمای اخلاقی پیچیده به کار ببریم.

her namys during the crisis saved countless lives.

ناموس او در بحران زندگی ها زیادی را نجات داد.

the concept of namys has influenced eastern philosophy for centuries.

مفهوم ناموس بر فلسفه شرقی در طول قرنها تأثیر گذاشته است.

scientists approached the experiment with great namys and precision.

دانشمندان با ناموس زیاد و دقت آزمایش را روی کار گرفتند.

namys requires patience, deep reflection, and careful analysis.

ناموس صبر، تفکر عمیق و تحلیل دقیق را نیاز دارد.

the teacher's namys inspired students to think beyond surface levels.

ناموس معلم دانش آموزان را تشویق کرد تا فراتر از سطح فکر کنند.

his namys in decision-making earned him respect throughout the kingdom.

ناموس او در تصمیم گیری باعث احترام او در سراسر کشور شد.

namys distinguishes true wisdom from mere knowledge.

ناموس حکمت واقعی را از دانش ساده متمایز می کند.

the ancient texts emphasize namys as the highest form of intellect.

متن های باستانی ناموس را به عنوان بالاترین فرم هوش تأکید می کنند.

leaders must cultivate namys to navigate challenging times successfully.

رهبران باید ناموس را فرهنگ سازی کنند تا در زمان های چالش برانگیز موفق باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید