nancy pelosi
نانسی پلوسی
God is a nancy story, you hear.
خدا یک داستان نانسی است، میشنوی؟
Fancy Nancy did not fancy doing fancywork.
نانسی شیک انجام کارهای شیک را دوست نداشت.
Nancy's having hysterics and raving about a black ghost.
نانسی دچار حالت های اغراق آمیز است و در مورد یک شبح سیاه صحبت های بی منطقی می کند.
Mary and Nancy chatted away across the room.
مری و نانسی در طول اتاق با هم گپ زدند.
the minister had left the country and so could not give his side of the nancy story.
وزیر کشور را ترک کرده بود و بنابراین نمیتوانست دیدگاه خود را در مورد داستان نانسی ارائه دهد.
Inside Nancy Barile's high school classroom in Revere, Massachusetts, students focus intently on writing their own suspense stories.
در کلاس درس دبیرستانی نانسی باریل در ریور، ماساچوست، دانش آموزان با دقت بر نوشتن داستان های تعلیق خود تمرکز می کنند.
Nancy Killefer was in line to become the government's chief performance officer -a watchdog post within the White House budget office.
نانسی کیلفر در خط مقدم برای تبدیل شدن به مدیر ارشد عملکرد دولت بود - یک پست ناظر در دفتر بودجه کاخ سفید.
Chin, Nancy Choe, Iwao Hosoda, Min Jung Kwak, Corky Lee, Winnie Lee, Hidemi Sato, Benjamin Sloat &Steven Aishman collaboration, Noelle Tan, and Rosey Truong.
چين، نانسي چو، ايواو هوسودا، مين جونگ كواك، كوركي لي، وينني لي، هيدمي ساتو، بنيامين سلوت و استيون ايشمن همكاري، نوئل تان و روزي ترونگ.
Mosley Isabel Sanford Nancy Howard Robert Mandan Jason Culp Tom Signorelli Vincent Gardenia Jerry Summers Ron Henriquez Joe E.
مسلی ایزابل سانفورد نانسی هاوارد رابرت مندان جیسون کولپ تام سیگنوریلی وینسنت گاردنیا جری سامرز رون هنریکز جو ای.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید