power napper
خواب کوتاه قدرتمند
daytime napper
خوابآورانه روزانه
cat napper
گربهخواب
frequent napper
خوابآور مکرر
lazy napper
خوابآور تنبل
happy napper
خوابآور خوشحال
little napper
خوابآور کوچک
short napper
خوابآور کوتاه
quick napper
خوابآور سریع
sound napper
خوابآور آرام
he is a notorious napper during meetings.
او یک فردی است که در طول جلسات به طور مشهور چرت می زند.
she took a quick napper on the couch.
او یک چرت سریع روی مبل گرفت.
my cat is a professional napper.
گربه من یک چرت زن حرفه ای است.
after lunch, i often become a napper.
بعد از ناهار، من اغلب تبدیل به یک چرت زن می شوم.
he proudly calls himself a daytime napper.
او به افتخار خود یک چرت زن روز می نامد.
being a napper can improve your productivity.
چرت زدن می تواند بهره وری شما را بهبود بخشد.
she enjoys being a napper on lazy sundays.
او از چرت زدن در روزهای یکشنبه بی رمق لذت می برد.
he is known for being a power napper.
او به چرت زدن قدرتمند معروف است.
the toddler is a champion napper.
کودک خردسال یک قهرمان چرت زن است.
as a napper, he believes in the power of rest.
به عنوان یک چرت زن، او به قدرت استراحت اعتقاد دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید