napper

[ایالات متحده]/ˈnæpə/
[بریتانیا]/ˈnæpər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که چرت می‌زند؛ کارگری که پرز را از پارچه برمی‌دارد

عبارات و ترکیب‌ها

power napper

خواب کوتاه قدرتمند

daytime napper

خواب‌آورانه روزانه

cat napper

گربه‌خواب

frequent napper

خواب‌آور مکرر

lazy napper

خواب‌آور تنبل

happy napper

خواب‌آور خوشحال

little napper

خواب‌آور کوچک

short napper

خواب‌آور کوتاه

quick napper

خواب‌آور سریع

sound napper

خواب‌آور آرام

جملات نمونه

he is a notorious napper during meetings.

او یک فردی است که در طول جلسات به طور مشهور چرت می زند.

she took a quick napper on the couch.

او یک چرت سریع روی مبل گرفت.

my cat is a professional napper.

گربه من یک چرت زن حرفه ای است.

after lunch, i often become a napper.

بعد از ناهار، من اغلب تبدیل به یک چرت زن می شوم.

he proudly calls himself a daytime napper.

او به افتخار خود یک چرت زن روز می نامد.

being a napper can improve your productivity.

چرت زدن می تواند بهره وری شما را بهبود بخشد.

she enjoys being a napper on lazy sundays.

او از چرت زدن در روزهای یکشنبه بی رمق لذت می برد.

he is known for being a power napper.

او به چرت زدن قدرتمند معروف است.

the toddler is a champion napper.

کودک خردسال یک قهرمان چرت زن است.

as a napper, he believes in the power of rest.

به عنوان یک چرت زن، او به قدرت استراحت اعتقاد دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید