a real snoozer
یک خواب آور واقعی
was a snoozer
یک خواب آور بود
total snoozer
خواب آور کامل
snoozer movie
فیلم خواب آور
avoid a snoozer
از یک خواب آور اجتناب کنید
snoozer game
بازی خواب آور
felt like a snoozer
احساس میشد مثل یک خواب آور
serious snoozer
خواب آور جدی
that movie was a complete snoozer; i almost fell asleep.
آن فیلم یک خواب آور کامل بود؛ من تقریباً به خواب رفتم.
the meeting turned into a snoozer after the first hour.
جلسه بعد از اولین ساعت به یک خواب آور تبدیل شد.
don't let the boring presentation be a snoozer; make it engaging.
اجازه ندهید ارائه خسته کننده به یک خواب آور تبدیل شود؛ آن را جذاب کنید.
the professor's lecture was a snoozer, but the exam was challenging.
سخنرانی استاد یک خواب آور بود، اما امتحان چالش برانگیز بود.
i tried to stay awake, but the documentary was a real snoozer.
سعی کردم بیدار بمانم، اما مستند یک خواب آور واقعی بود.
avoid making your speech a snoozer; use humor and stories.
اجازه ندهید سخنرانی شما یک خواب آور باشد؛ از طنز و داستان استفاده کنید.
the concert started as a snoozer, but then the band picked up the pace.
اجازه دهید کنسرت با یک خواب آور شروع شود، اما سپس گروه سرعت خود را افزایش داد.
that political debate was a total snoozer; nothing exciting happened.
آن بحث سیاسی یک خواب آور کامل بود؛ اتفاقی هیجان انگیز رخ نداد.
we didn't want the road trip to be a snoozer, so we planned lots of stops.
ما نمیخواستیم سفر جادهای یک خواب آور باشد، بنابراین برنامههای زیادی برای توقف داشتیم.
the play was a snoozer; the audience started leaving early.
نمایش یک خواب آور بود؛ مخاطبان شروع به ترک زودهنگام کردند.
he delivered a snoozer of a speech, lacking any energy or enthusiasm.
او یک سخنرانی خواب آور ارائه داد که فاقد انرژی یا اشتیاق بود.
a real snoozer
یک خواب آور واقعی
was a snoozer
یک خواب آور بود
total snoozer
خواب آور کامل
snoozer movie
فیلم خواب آور
avoid a snoozer
از یک خواب آور اجتناب کنید
snoozer game
بازی خواب آور
felt like a snoozer
احساس میشد مثل یک خواب آور
serious snoozer
خواب آور جدی
that movie was a complete snoozer; i almost fell asleep.
آن فیلم یک خواب آور کامل بود؛ من تقریباً به خواب رفتم.
the meeting turned into a snoozer after the first hour.
جلسه بعد از اولین ساعت به یک خواب آور تبدیل شد.
don't let the boring presentation be a snoozer; make it engaging.
اجازه ندهید ارائه خسته کننده به یک خواب آور تبدیل شود؛ آن را جذاب کنید.
the professor's lecture was a snoozer, but the exam was challenging.
سخنرانی استاد یک خواب آور بود، اما امتحان چالش برانگیز بود.
i tried to stay awake, but the documentary was a real snoozer.
سعی کردم بیدار بمانم، اما مستند یک خواب آور واقعی بود.
avoid making your speech a snoozer; use humor and stories.
اجازه ندهید سخنرانی شما یک خواب آور باشد؛ از طنز و داستان استفاده کنید.
the concert started as a snoozer, but then the band picked up the pace.
اجازه دهید کنسرت با یک خواب آور شروع شود، اما سپس گروه سرعت خود را افزایش داد.
that political debate was a total snoozer; nothing exciting happened.
آن بحث سیاسی یک خواب آور کامل بود؛ اتفاقی هیجان انگیز رخ نداد.
we didn't want the road trip to be a snoozer, so we planned lots of stops.
ما نمیخواستیم سفر جادهای یک خواب آور باشد، بنابراین برنامههای زیادی برای توقف داشتیم.
the play was a snoozer; the audience started leaving early.
نمایش یک خواب آور بود؛ مخاطبان شروع به ترک زودهنگام کردند.
he delivered a snoozer of a speech, lacking any energy or enthusiasm.
او یک سخنرانی خواب آور ارائه داد که فاقد انرژی یا اشتیاق بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید