napu

[ایالات متحده]/ˈnæpuː/
[بریتانیا]/ˈnæpu/

ترجمه

n. یک گوزن کوچک که در جاوا و مناطق دیگر یافت می‌شود
شکل‌های واژه
جمعnapus

عبارات و ترکیب‌ها

napu time

زمان ناپو

napu break

استراحت ناپو

napu zone

منطقه ناپو

napu session

جلسه ناپو

napu place

محل ناپو

napu chair

صندلی ناپو

napu time-out

زمان وقفه ناپو

napu area

فضای ناپو

napu mat

تشک ناپو

napu spot

نقطه ناپو

جملات نمونه

he decided to take a napu after lunch.

او تصمیم گرفت بعد از ناهار یک چرت بزند.

she felt refreshed after a short napu.

او بعد از یک چرت کوتاه احساس تازگی کرد.

the baby usually takes a napu in the afternoon.

بچه معمولاً در بعد از ظهر یک چرت می‌زند.

don't forget to schedule a napu during your busy day.

فراموش نکنید در طول روز شلوغ خود یک چرت را برنامه ریزی کنید.

he often feels sleepy and needs a napu.

او اغلب احساس خواب آلودگی می‌کند و به یک چرت نیاز دارد.

a quick napu can boost your productivity.

یک چرت سریع می‌تواند بهره وری شما را افزایش دهد.

she enjoys her napu in a cozy blanket.

او از چرت خود در یک پتو نرم لذت می‌برد.

after a long meeting, a napu is essential.

بعد از یک جلسه طولانی، یک چرت ضروری است.

he set an alarm to wake up from his napu.

او برای بیدار شدن از چرت خود ساعت زنگ را تنظیم کرد.

taking a napu can help clear your mind.

گرفتن یک چرت می‌تواند به پاک کردن ذهن شما کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید