nasally

[ایالات متحده]/ˈneɪzəli/
[بریتانیا]/ˈneɪzəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای بینی‌دار; با لحن تند; به شیوه‌ای بینی‌دار; به‌طور محافظتی برای بینی

عبارات و ترکیب‌ها

talk nasally

صحبت کردن با صدای پوزخند

sing nasally

آواز خواندن با صدای پوزخند

speak nasally

صحبت کردن با صدای پوزخند

sound nasally

صدای پوزخند داشتن

breath nasally

نفس کشیدن از طریق بینی

whine nasally

زوزه کشیدن با صدای پوزخند

respond nasally

پاسخ دادن با صدای پوزخند

cry nasally

گریه کردن با صدای پوزخند

hum nasally

آهنگ زمزمه کردن با صدای پوزخند

جملات نمونه

she spoke nasally due to her cold.

او به دلیل سرمايش، به صورت پيچيده صحبت می‌کرد.

his voice sounded nasally when he sang.

صدای او هنگام آواز خواندن به صورت پيچيده به گوش می‌رسید.

they complained about the nasally tone of the advertisement.

آنها در مورد لحن پيچيده تبلیغ شکایت کردند.

she has a nasally accent that is hard to ignore.

او لهجه‌ای پيچيده دارد که در نظر گرفتن آن دشوار است.

he tends to speak nasally when he's tired.

وقتی خسته است، معمولاً به صورت پيچيده صحبت می‌کند.

the doctor noted her nasally breathing pattern.

پزشک الگوی تنفس پيچيده او را یادداشت کرد.

his nasally voice made it difficult for her to concentrate.

صدای پيچيده او باعث می‌شد برای او تمرکز کردن دشوار باشد.

she tried to reduce her nasally speech in the presentation.

او سعی کرد سخنرانی پيچيده خود را در ارائه کاهش دهد.

people often find nasally voices irritating.

افراد اغلب صداهای پيچيده را آزاردهنده می‌دانند.

his nasally laughter filled the room.

خنده پيچيده او اتاق را پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید