nastinesses

[ایالات متحده]/ˈnɑːstɪnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈnæstɪnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت ناخوشایند یا توهین‌آمیز بودن

عبارات و ترکیب‌ها

social nastinesses

نجاست‌های اجتماعی

political nastinesses

نجاست‌های سیاسی

personal nastinesses

نجاست‌های شخصی

daily nastinesses

نجاست‌های روزمره

hidden nastinesses

نجاست‌های پنهان

petty nastinesses

نجاست‌های جزئی

emotional nastinesses

نجاست‌های عاطفی

workplace nastinesses

نجاست‌های محیط کار

cultural nastinesses

نجاست‌های فرهنگی

interpersonal nastinesses

نجاست‌های بین فردی

جملات نمونه

we must confront the nastinesses of our society.

ما باید با زشتی‌های جامعه خود روبرو شویم.

his nastinesses were often overlooked by his friends.

زشتی‌های او اغلب توسط دوستانش نادیده گرفته می‌شد.

she spoke about the nastinesses of online bullying.

او در مورد زشتی‌های قلدری آنلاین صحبت کرد.

they were shocked by the nastinesses revealed in the report.

آنها از زشتی‌هایی که در گزارش فاش شد، شوکه شدند.

we should address the nastinesses in our community.

ما باید به زشتی‌های جامعه خود رسیدگی کنیم.

ignoring the nastinesses won't make them disappear.

نادیده گرفتن زشتی‌ها باعث نمی‌شود آنها از بین بروند.

his comments were filled with nastinesses that hurt others.

نظرات او مملو از زشتی‌هایی بود که به دیگران آسیب می‌رساند.

the nastinesses of the past should not define our future.

زشتی‌های گذشته نباید آینده ما را تعریف کنند.

she decided to speak out against the nastinesses in politics.

او تصمیم گرفت علیه زشتی‌های سیاست صحبت کند.

we can work together to eliminate these nastinesses.

ما می‌توانیم با هم برای از بین بردن این زشتی‌ها تلاش کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید