nattered

[ایالات متحده]/ˈnætəd/
[بریتانیا]/ˈnætərd/

ترجمه

v. به طور غیررسمی یا بی‌هدف صحبت کرد

عبارات و ترکیب‌ها

nattered away

حديث كرد

nattered on

حديث ادامه داد

nattered about

در مورد صحبت كرد

nattered at

به كسى حديث كرد

nattered back

حديث پاسخ داد

nattered together

با هم حديث كردند

nattered endlessly

به طور بي‌پايان حديث كرد

nattered incessantly

به طور مداوم حديث كرد

nattered lightly

به طور كوتاه حديث كرد

nattered briefly

به طور كوتاه حديث كرد

جملات نمونه

they nattered about their weekend plans.

آنها در مورد برنامه‌های آخر هفته خود صحبت کردند.

she nattered on about her new job.

او به طور مداوم در مورد شغل جدیدش صحبت کرد.

we nattered during the long train ride.

ما در طول سفر طولانی قطار صحبت کردیم.

he nattered with his friends over coffee.

او در حالی که با دوستانش قهوه می‌خوردند صحبت کرد.

the children nattered excitedly about their trip.

کودکان با هیجان در مورد سفر خود صحبت کردند.

they nattered away the evening together.

آنها غروب را با هم صحبت کردند.

she nattered incessantly about her favorite books.

او به طور مداوم در مورد کتاب‌های مورد علاقه‌اش صحبت کرد.

we nattered about everything under the sun.

ما در مورد همه چیز صحبت کردیم.

he nattered with his colleagues during lunch.

او در هنگام ناهار با همکارانش صحبت کرد.

the elderly couple nattered about their memories.

زوج مسن در مورد خاطراتشان صحبت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید