nattered away
حديث كرد
nattered on
حديث ادامه داد
nattered about
در مورد صحبت كرد
nattered at
به كسى حديث كرد
nattered back
حديث پاسخ داد
nattered together
با هم حديث كردند
nattered endlessly
به طور بيپايان حديث كرد
nattered incessantly
به طور مداوم حديث كرد
nattered lightly
به طور كوتاه حديث كرد
nattered briefly
به طور كوتاه حديث كرد
they nattered about their weekend plans.
آنها در مورد برنامههای آخر هفته خود صحبت کردند.
she nattered on about her new job.
او به طور مداوم در مورد شغل جدیدش صحبت کرد.
we nattered during the long train ride.
ما در طول سفر طولانی قطار صحبت کردیم.
he nattered with his friends over coffee.
او در حالی که با دوستانش قهوه میخوردند صحبت کرد.
the children nattered excitedly about their trip.
کودکان با هیجان در مورد سفر خود صحبت کردند.
they nattered away the evening together.
آنها غروب را با هم صحبت کردند.
she nattered incessantly about her favorite books.
او به طور مداوم در مورد کتابهای مورد علاقهاش صحبت کرد.
we nattered about everything under the sun.
ما در مورد همه چیز صحبت کردیم.
he nattered with his colleagues during lunch.
او در هنگام ناهار با همکارانش صحبت کرد.
the elderly couple nattered about their memories.
زوج مسن در مورد خاطراتشان صحبت کردند.
nattered away
حديث كرد
nattered on
حديث ادامه داد
nattered about
در مورد صحبت كرد
nattered at
به كسى حديث كرد
nattered back
حديث پاسخ داد
nattered together
با هم حديث كردند
nattered endlessly
به طور بيپايان حديث كرد
nattered incessantly
به طور مداوم حديث كرد
nattered lightly
به طور كوتاه حديث كرد
nattered briefly
به طور كوتاه حديث كرد
they nattered about their weekend plans.
آنها در مورد برنامههای آخر هفته خود صحبت کردند.
she nattered on about her new job.
او به طور مداوم در مورد شغل جدیدش صحبت کرد.
we nattered during the long train ride.
ما در طول سفر طولانی قطار صحبت کردیم.
he nattered with his friends over coffee.
او در حالی که با دوستانش قهوه میخوردند صحبت کرد.
the children nattered excitedly about their trip.
کودکان با هیجان در مورد سفر خود صحبت کردند.
they nattered away the evening together.
آنها غروب را با هم صحبت کردند.
she nattered incessantly about her favorite books.
او به طور مداوم در مورد کتابهای مورد علاقهاش صحبت کرد.
we nattered about everything under the sun.
ما در مورد همه چیز صحبت کردیم.
he nattered with his colleagues during lunch.
او در هنگام ناهار با همکارانش صحبت کرد.
the elderly couple nattered about their memories.
زوج مسن در مورد خاطراتشان صحبت کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید