naturalises

[ایالات متحده]/'nætʃərəlaiz/
[بریتانیا]/ˈnætʃərəˌlaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. اعطای تابعیت به; باعث پذیرش شدن; باعث طبیعی شدن
vi. شهروند شدن; طبیعی شدن

عبارات و ترکیب‌ها

naturalise citizenship

اخذ تابعیت

نمونه‌های واقعی

Mr Orban's government has eased citizenship rules in an attempt to naturalise and enfranchise 1m of them.

دولت آقای اوربان مقررات شهروندی را برای تلاش برای شهروندسازی و اعطای حق رای به ۱ میلیون نفر از آنها آسان کرده است.

منبع: The Economist (Summary)

Her thinly camouflaged goal was not to improve immigrants' Danish, but to naturalise fewer of them.

هدف او که به خوبی پنهان نشده بود، بهبود زبان دانمارکی مهاجران نبود، بلکه شهروندسازی افراد کمتری بود.

منبع: The Economist - Arts

We see these real fears that genetic information will be used to naturalise hierarchy.

ما این ترس‌های واقعی را می‌بینیم که اطلاعات ژنتیکی برای ایجاد سلسله مراتب مورد استفاده قرار می‌گیرد.

منبع: The Economist (Video Edition)

Thus, also, it is that continental productions have everywhere become so largely naturalised on islands.

بنابراین، این نیز به این دلیل است که تولیدات قاره‌ای در همه جا به طور گسترده در جزایر شهروندسازی شده‌اند.

منبع: On the Origin of Species

We thus see that these naturalised plants are of a highly diversified nature.

بنابراین، ما می‌بینیم که این گیاهان شهروندسازی شده از نوعی بسیار متنوع هستند.

منبع: On the Origin of Species

A naturalised American who was, in his words, " made in India" , and a private-sector businessman, Mr Banga represents a break from tradition.

یک آمریکایی شهروندسازی شده که به گفته خود «در هند ساخته شده» بود و یک تاجر بخش خصوصی، آقای بانگا نشان دهنده یک تغییر از سنت است.

منبع: Economist Finance and economics

Born in tsarist Estonia to Baltic Germans, he was naturalised in Finland and had to negotiate the complex inter-war contests over that country's future.

او که در استونی تزاری به عنوان یک آلمانی بالتیک متولد شده بود، در فنلاند شهروندسازی شد و مجبور شد مناقشات پیچیده بین جنگی را در مورد آینده آن کشور مذاکره کند.

منبع: The Economist Culture

It might also, perhaps, have been expected that naturalised plants would have belonged to a few groups more especially adapted to certain stations in their new homes.

همچنین، شاید انتظار می‌رفت که گیاهان شهروندسازی شده به چند گروه خاص تعلق داشته باشند که به طور ویژه به ایستگاه‌های خاص در خانه‌های جدید خود سازگار شده‌اند.

منبع: On the Origin of Species

To give a single instance: in the last edition of Dr. Asa Gray's " Manual of the Flora of the Northern United States, " 260 naturalised plants are enumerated, and these belong to 162 genera.

برای مثال: در آخرین نسخه از «راهنمای گیاهان دکتر آسای گری، راهنمای گیاهان ایالت‌های شمالی آمریکا»، ۲۶۰ گیاه شهروندسازی شده فهرست شده‌اند و اینها به ۱۶۲ سرده تعلق دارند.

منبع: On the Origin of Species

We do not know that even the most prolific area is fully stocked with specific forms: at the Cape of Good Hope and in Australia, which support such an astonishing number of species, many European plants have become naturalised.

ما نمی‌دانیم که حتی بارورترین منطقه نیز به طور کامل با فرم‌های خاص پر نشده است: در دماغه امید و استرالیا، که از چنین تعداد شگفت انگیزی از گونه‌ها پشتیبانی می‌کنند، بسیاری از گیاهان اروپایی شهروندسازی شده‌اند.

منبع: On the Origin of Species

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید