nauseates

[ایالات متحده]/ˈnɔːzɪeɪts/
[بریتانیا]/ˈnɔːziˌeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. احساس تهوع را ایجاد کردن

عبارات و ترکیب‌ها

nauseates me

من را منزجر می‌کند

nauseates you

شما را منزجر می‌کند

nauseates him

او را منزجر می‌کند

nauseates her

او را منزجر می‌کند

nauseates them

آنها را منزجر می‌کند

nauseates us

ما را منزجر می‌کند

nauseates everyone

همه را منزجر می‌کند

nauseates the audience

مخاطبان را منزجر می‌کند

nauseates the public

عموم مردم را منزجر می‌کند

nauseates the critics

منتقدان را منزجر می‌کند

جملات نمونه

the smell of rotten food nauseates me.

بوی غذای فاسد مرا منزجر می‌کند.

watching that horror movie nauseates some viewers.

تماشای آن فیلم ترسناک برخی از بینندگان را منزجر می‌کند.

the thought of eating insects nauseates her.

فکر خوردن حشرات او را منزجر می‌کند.

the constant motion of the boat nauseates him.

حرکت مداوم قایق او را منزجر می‌کند.

strong perfumes often nauseate people with sensitivities.

عطر‌های قوی اغلب افراد حساس را منزجر می‌کنند.

the sight of blood nauseates many people.

صحنه دیدن خون بسیاری از افراد را منزجر می‌کند.

eating too much junk food nauseates my stomach.

خوردن غذای ناسالم زیاد معده من را منزجر می‌کند.

the idea of skydiving nauseates him.

ایده پرش با چتر نجات او را منزجر می‌کند.

the news about the accident nauseates the community.

اخبار مربوط به حادثه جامعه را منزجر می‌کند.

her constant complaining nauseates her friends.

شکایت‌های مداوم او دوستانش را منزجر می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید