sickens me
من را آزرده میکند
it sickens
آزرده میکند
sickens you
شما را آزرده میکند
sickens others
دیگران را آزرده میکند
truly sickens
واقعا آزرده میکند
that sickens
که آزرده میکند
what sickens
چه چیزی آزرده میکند
it sickens me
من را آزرده میکند
this sickens
این آزرده میکند
really sickens
واقعا آزرده میکند
it sickens me to see animals in distress.
دیدن حیوانات در معرض رنج، من را آزرده میکند.
the thought of pollution sickens many people.
فکر آلودگی باعث ناراحتی بسیاری از مردم میشود.
his behavior sickens everyone around him.
رفتار او باعث ناراحتی همه اطرافیانش میشود.
it sickens her to think about the injustice.
فکر کردن به بیعدالتی او را آزرده میکند.
seeing the waste in the ocean sickens me.
دیدن زبالهها در اقیانوس، من را آزرده میکند.
the news of the scandal sickens the public.
خبر رسوایی باعث ناراحتی مردم میشود.
it sickens him to witness such cruelty.
دیدن چنین بیرحمی او را آزرده میکند.
the idea of cheating sickens her.
ایده تقلب او را آزرده میکند.
it sickens me to hear about animal abuse.
شنیدن در مورد سوء استفاده از حیوانات، من را آزرده میکند.
the sight of the abandoned pets sickens many volunteers.
دیدن حیوانات رها شده، بسیاری از داوطلبان را آزرده میکند.
sickens me
من را آزرده میکند
it sickens
آزرده میکند
sickens you
شما را آزرده میکند
sickens others
دیگران را آزرده میکند
truly sickens
واقعا آزرده میکند
that sickens
که آزرده میکند
what sickens
چه چیزی آزرده میکند
it sickens me
من را آزرده میکند
this sickens
این آزرده میکند
really sickens
واقعا آزرده میکند
it sickens me to see animals in distress.
دیدن حیوانات در معرض رنج، من را آزرده میکند.
the thought of pollution sickens many people.
فکر آلودگی باعث ناراحتی بسیاری از مردم میشود.
his behavior sickens everyone around him.
رفتار او باعث ناراحتی همه اطرافیانش میشود.
it sickens her to think about the injustice.
فکر کردن به بیعدالتی او را آزرده میکند.
seeing the waste in the ocean sickens me.
دیدن زبالهها در اقیانوس، من را آزرده میکند.
the news of the scandal sickens the public.
خبر رسوایی باعث ناراحتی مردم میشود.
it sickens him to witness such cruelty.
دیدن چنین بیرحمی او را آزرده میکند.
the idea of cheating sickens her.
ایده تقلب او را آزرده میکند.
it sickens me to hear about animal abuse.
شنیدن در مورد سوء استفاده از حیوانات، من را آزرده میکند.
the sight of the abandoned pets sickens many volunteers.
دیدن حیوانات رها شده، بسیاری از داوطلبان را آزرده میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید