sickens

[ایالات متحده]/ˈsɪkənz/
[بریتانیا]/ˈsɪkənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. بیمار کردن؛ ایجاد بیماری؛ نفرت آور بودن؛ ایجاد حالت تهوع کردن

عبارات و ترکیب‌ها

sickens me

من را آزرده می‌کند

it sickens

آزرده می‌کند

sickens you

شما را آزرده می‌کند

sickens others

دیگران را آزرده می‌کند

truly sickens

واقعا آزرده می‌کند

that sickens

که آزرده می‌کند

what sickens

چه چیزی آزرده می‌کند

it sickens me

من را آزرده می‌کند

this sickens

این آزرده می‌کند

really sickens

واقعا آزرده می‌کند

جملات نمونه

it sickens me to see animals in distress.

دیدن حیوانات در معرض رنج، من را آزرده می‌کند.

the thought of pollution sickens many people.

فکر آلودگی باعث ناراحتی بسیاری از مردم می‌شود.

his behavior sickens everyone around him.

رفتار او باعث ناراحتی همه اطرافیانش می‌شود.

it sickens her to think about the injustice.

فکر کردن به بی‌عدالتی او را آزرده می‌کند.

seeing the waste in the ocean sickens me.

دیدن زباله‌ها در اقیانوس، من را آزرده می‌کند.

the news of the scandal sickens the public.

خبر رسوایی باعث ناراحتی مردم می‌شود.

it sickens him to witness such cruelty.

دیدن چنین بی‌رحمی او را آزرده می‌کند.

the idea of cheating sickens her.

ایده تقلب او را آزرده می‌کند.

it sickens me to hear about animal abuse.

شنیدن در مورد سوء استفاده از حیوانات، من را آزرده می‌کند.

the sight of the abandoned pets sickens many volunteers.

دیدن حیوانات رها شده، بسیاری از داوطلبان را آزرده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید