| جمع | nebbishes |
nebbish character
شخصیت نهبیش
nebbish personality
شخصیت نهبیش
nebbish demeanor
رفتار نهبیش
nebbish type
نوع نهبیش
nebbish qualities
ویژگیهای نهبیش
nebbish behavior
رفتار نهبیش
nebbish traits
ویژگیهای نهبیش
nebbish figure
چهره نهبیش
nebbish vibes
فضای نهبیش
nebbish image
تصویر نهبیش
he always felt like a nebbish in social situations.
او همیشه در موقعیتهای اجتماعی احساس میکرد که یک نِبیش است.
despite his nebbish demeanor, he had great ideas.
با وجود رفتاری شبیه به نِبیش، او ایدههای خوبی داشت.
she described him as a nebbish who couldn't stand up for himself.
او او را به عنوان یک نِبیش توصیف کرد که نمیتوانست از خود دفاع کند.
being a nebbish doesn't mean you lack intelligence.
نبودن یک نِبیش به این معنی نیست که شما فاقد هوش هستید.
his nebbish personality made him an easy target for bullies.
شخصیت نِبیش او باعث شد که هدف آسانی برای زورگیران باشد.
she fell for the nebbish guy who worked at the coffee shop.
او عاشق مرد نِبیشی که در قهوهخانه کار میکرد شد.
even the nebbish can find love if they try.
حتی نِبیش هم میتواند اگر تلاش کند عشق را پیدا کند.
his friends often teased him for being such a nebbish.
دوستانش اغلب به خاطر اینکه چنین نِبیش بود او را دست میخنداندند.
the nebbish character in the movie was surprisingly relatable.
شخصیت نِبیش در فیلم به طرز عجیبی قابل ارتباط بود.
she didn't want to date a nebbish, preferring someone more assertive.
او نمیخواست با یک نِبیش قرار ملاقات کند و ترجیح میداد با کسی که مصممتر است قرار ملاقات کند.
nebbish character
شخصیت نهبیش
nebbish personality
شخصیت نهبیش
nebbish demeanor
رفتار نهبیش
nebbish type
نوع نهبیش
nebbish qualities
ویژگیهای نهبیش
nebbish behavior
رفتار نهبیش
nebbish traits
ویژگیهای نهبیش
nebbish figure
چهره نهبیش
nebbish vibes
فضای نهبیش
nebbish image
تصویر نهبیش
he always felt like a nebbish in social situations.
او همیشه در موقعیتهای اجتماعی احساس میکرد که یک نِبیش است.
despite his nebbish demeanor, he had great ideas.
با وجود رفتاری شبیه به نِبیش، او ایدههای خوبی داشت.
she described him as a nebbish who couldn't stand up for himself.
او او را به عنوان یک نِبیش توصیف کرد که نمیتوانست از خود دفاع کند.
being a nebbish doesn't mean you lack intelligence.
نبودن یک نِبیش به این معنی نیست که شما فاقد هوش هستید.
his nebbish personality made him an easy target for bullies.
شخصیت نِبیش او باعث شد که هدف آسانی برای زورگیران باشد.
she fell for the nebbish guy who worked at the coffee shop.
او عاشق مرد نِبیشی که در قهوهخانه کار میکرد شد.
even the nebbish can find love if they try.
حتی نِبیش هم میتواند اگر تلاش کند عشق را پیدا کند.
his friends often teased him for being such a nebbish.
دوستانش اغلب به خاطر اینکه چنین نِبیش بود او را دست میخنداندند.
the nebbish character in the movie was surprisingly relatable.
شخصیت نِبیش در فیلم به طرز عجیبی قابل ارتباط بود.
she didn't want to date a nebbish, preferring someone more assertive.
او نمیخواست با یک نِبیش قرار ملاقات کند و ترجیح میداد با کسی که مصممتر است قرار ملاقات کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید