nebulosity

[ایالات متحده]/ˌnɛb.jʊˈlɒs.ɪ.ti/
[بریتانیا]/ˌnɛb.jəˈlɑː.sɪ.ti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حالت نبیولا مانند یا ابری؛ یک نبیولا یا شیء نبیولا مانند

عبارات و ترکیب‌ها

cosmic nebulosity

سحابی کیهانی

interstellar nebulosity

سحابی بین ستاره‌ای

dark nebulosity

سحابی تاریک

bright nebulosity

سحابی درخشان

nebula nebulosity

سحابی سحابی

stellar nebulosity

سحابی ستاره‌ای

optical nebulosity

سحابی نوری

nebular nebulosity

سحابی سحابی‌وار

faint nebulosity

سحابی کم‌نور

diffuse nebulosity

سحابی پراکنده

جملات نمونه

the nebulosity of the galaxy was breathtaking.

مهتاب آسمان کهکشان خیره‌کننده بود.

scientists study the nebulosity to understand star formation.

دانشمندان برای درک شکل‌گیری ستارگان، مهتاب را مطالعه می‌کنند.

the artist captured the nebulosity in his painting.

هنرمند مهتاب را در نقاشی خود به تصویر کشید.

there was a beautiful nebulosity surrounding the new star.

مهتاب زیبایی در اطراف ستاره جدید وجود داشت.

the telescope revealed the nebulosity of the nebula.

تلسکوپ مهتاب سحابی را نشان داد.

his thoughts were filled with a nebulosity of ideas.

ذهنش با مجموعه‌ای از ایده‌های مبهم پر شده بود.

the nebulosity in the night sky fascinated astronomers.

مهتاب در آسمان شب، دانشمندان را مجذوب خود کرد.

she described her feelings with a sense of nebulosity.

او احساسات خود را با حسی از ابهام توصیف کرد.

in the photograph, the nebulosity added depth to the image.

در عکس، مهتاب عمق را به تصویر اضافه کرد.

the nebulosity surrounding the black hole is a mystery.

مهتاب در اطراف سیاه‌چاله یک راز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید